مراد اينست كه آن پسر از اهل تو و فرزند صلبى تو نبود بلكه پسر زوجهء تو بود و و عياشى از زرارة بن اعين روايت كرده كه حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام فرمود كه :
آن پسر فرزند صلبى نوح نبود ، پس من گفتم كه : نوح او را فرزند خود خوانده حضرت فرمودند كه : اين نسبت فرزندى ازينجهت شد كه نوح عالم نبود بر اينكه او پسر زوجه اوست زيرا كه خاطر نشان حضرت نوح چنين كرده بودند كه او فرزند صلبى وى است بنا بر اين قرائت « ابنه » بفتح « ها » در «
وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ
» و قرائت « ابنها » كه از حضرت امير و اولاد طيبين او سلام اللَّه عليهم اجمعين روايت كردهاند بعضى « ان ابنى » را به « ان ابن زوجى » حمل كردهاند چنانچه در ترجمه تصريح برين شد
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
بدرستى كه آن پسر خداوند عمل فاسد غير شايسته است بنا برين ترجمه «
إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ
» بتقدير « انه ذو عمل غير صالح » است و بعضى از مفسرين گفتهاند كه : ضمير « انه » درين مقام راجع بسؤال نوح است يعنى اين سؤال نجات فرزند تو اى نوح كه در ضمن «
إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي
» است عمل غير شايسته است
فَلا تَسْئَلْنِ
پس سؤال مكن و مطلب از من
ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
چيزى را كه نيست به آن دانشى يعنى سؤال مكن از نجات كسى كه ترا علم به حال نباشد و ندانى كه او از اهل ايمانست يا از اهل كفر
إِنِّي أَعِظُكَ
بدرستى كه من پند مىدهم ترا
أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ
اينكه باشى تو از جملهء نادانان .
قالَ
گفت نوح :
رَبِّ
اى پروردگار من
إِنِّي أَعُوذُ بِكَ
بدرستى كه من پناه ميگيرم به تو
أَنْ أَسْئَلَكَ
از اينكه سؤال كنم ترا بعد از اين
ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ
از آن چيزى كه نباشد مرا به صحت و فساد آن دانايى
وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي
اى و ان لم تغفر لى ، يعنى اگر مغفرت نكنى و نيامرزى مرا
وَ تَرْحَمْنِي
و نه بخشايى بر من بتوبه و بتفضيل
أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ
باشم من از جملهء زيانكاران .
قِيلَ
گفته شد :
يا نُوحُ اهْبِطْ
اى نوح فرود اى از كشتى
بِسَلامٍ مِنَّا
در حالتى كه مسلم باشى از مكاره و آفات از جهت ما يا در حالتى كه سلام و تحيت ما بر تو باشد