لَسِحْرٌ مُبِينٌ
» و ميتواند كه احتياج بحذف محكى نباشد و «
أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ
» بمعنى « أ تعيبون » باشد يعنى آيا عيب ميكنيد شما مر حق را
وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ
و رستگارى نيابند سحر كنندگان ، اين از تتمهء كلام موسى است و اشارت بر اينست كه اگر آنچه من آوردهام سحر ميبود بايستى كه از سحر شما مضمحل و نابود گردد و سحر ساحران را باطل نتواند كرد .
قالُوا
گفتند فرعونيان مر موسى را :
أَ جِئْتَنا
آيا آمدهاى تو بما
لِتَلْفِتَنا
اى لتصرفنا ، يعنى تا آنكه بگردانى ما را
عَمَّا وَجَدْنا
از آنچه يافتهايم ما
عَلَيْهِ
بر آن چيز
آباءَنا
پدران ما را كه آن پرستش فرعون است يا پرستش أصنام
وَ تَكُونَ لَكُمَا
و تا باشد مر شما را أى موسى و هارون
الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ
بزرگى و سلطنت در زمين يا در مطلق زمين كبريا و بزرگى
وَ ما نَحْنُ لَكُما بِمُؤْمِنِينَ
و نيستيم ما مر هر دو را از جملهء ايمان آورندگان و تصديق كنندگان .
وَ قالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي
و گفت فرعون جمعى از ملازمان خود را كه : بياريد نزد من
بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ
بهر ساحرى دانا در فن خود كه تا معارضه كند با سحر موسى .
فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ
پس آن هنگام كه آمدند ساحران با اسباب و آلات سحر خود
قالَ لَهُمْ مُوسى
گفت مر ايشان را موسى بر وجه تحدى و الزام
أَلْقُوا
بيفكنيد در برابر معجزهء من
ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ
آنچه را كه شما ميخواهيد كه بيندازيد .
فَلَمَّا أَلْقَوْا
پس چون بيفكندند آلات سحر خود را
قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ
« السحر » خبر مبتداء محذوفست و كلمهء « ما » در « ما جئتم » بمعنى « الذى » است و تقدير كلام چنين است كه « الذى جئتم به هو السحر » يعنى گفت موسى مر ايشان را كه : آنچه آوردهايد شما آن را آن سحر است نه آنچه من آوردهام و شما آن را سحر ناميدهايد
إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ
بدرستى كه خداى تعالى زود باشد كه باطل كند سحر شما را
إِنَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ