تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
عناد ايشان
نَطْبَعُ
ميگذاريم آن مهر خذلان را
عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ
بر دلهاى از حد در گذرندگان در تكذيب يعنى بر دلهاى معاندان قريش كه تا دلالت كند بر آنكه ايشان هرگز ايمان نخواهند آورد و بسبب آن فرشتگان ايشان را هدف تير لعن و طعن كنند .
ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ
پس برانگيختم از پس اين پيغمبران يا از پس امم ايشان
مُوسى وَ هارُونَ إِلى فِرْعَوْنَ
موسى و برادر او هارون را بسوى فرعون
وَ مَلَائِهِ
و بر قوم او
بِآياتِنا
بمعجزهاى ظاهرهء ما چون عصا و يد بيضا و غير آن از معجزات نه گانه
فَاسْتَكْبَرُوا
پس تكبر كردند ايشان از اتباع موسى و هارون و قبول قول موسى و هارون ننمودند
وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ
و بودند ايشان گروهى گناهكاران .
فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ
پس آن هنگام كه آمد قوم موسى را حق كه معجزات اوست
مِنْ عِنْدِنا
از نزد ما
قالُوا
گفتند از فرط عناد و جهالت
إِنَّ هذا
بدرستى كه آنچه تو آورده و معجزه نام كرده‌اى
لَسِحْرٌ مُبِينٌ
هر آينه سحرى است ظاهر و هويدا
قالَ مُوسى
گفت موسى مر قائلين اين قول را :
أَ تَقُولُونَ
آيا مىگوييد : سحر مبين
لِلْحَقِّ
مر حق را كه معجزه است
لَمَّا جاءَكُمْ
آن هنگام آمد بشما آن حق بنا بر اين محكى قول ايشان كه « سحر مبين » است در كلام محذوف است ، اى أ تقولون سحر مبين للحق . و بعد ازين موسى بطريق انكار ميفرمايد كه :
أَ سِحْرٌ هذا
آيا سحر است اين حق و معجزه كه من آورده‌ام ؟ حاشا كه آن سحر باشد بلكه بديهى است كه آن از آيات ظاهرهء الهى است كه آن را در دست من به جهت صدق دعوى من ظاهر ساخته پوشيده نماند كه « أسحر هذا » كلام مستأنف است در انكار آنچه ايشان گفتند و نميتواند كه محكى قول ايشان باشد زيرا كه ايشان بطريق جزم ميگفتند كه : آنچه موسى آورده سحر است نه بطريق استفهام و تردد چنانچه حق تعالى قبل ازين فرموده كه : «
قالُوا إِنَّ هذا