خداى تعالى قرار دادهايد و بعضى قرا چنين خواندهاند
ثُمَّ لا يَكُنْ
پس بايد كه نباشد
أَمْرَكُمْ
كار شما يعنى عزم شما بر اخراج يا بر قتل من
عَلَيْكُمْ غُمَّةً
بر شما غمى و اندوهى و بعضى گفتهاند كه : « غمه » بمعنى مستور است به اين معنى كه پس بايد كه نباشد عزم شما بر آزار من بر شما پوشيده ، حاصل آنكه پوشيده قصد آزار من مكنيد بلكه اين معنى را آشكار كنيد
ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ
پس برسانيد بسوى من آنچه را كه در حق در بطلان امر من اراده كردهايد بعضى از قرا « ثم افضوا » بفا خواندهاند به اين معنى كه پس ظاهر شويد و بيائيد بسوى من تا آنچه درد دل داريد به عمل بياريد عربان ميگويند : « افضى الى الدار ، اى خرج اليها » و على بن ابراهيم
ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ
را « ثم ادعوا على » تفسير كرده يعنى پس دعا بكنيد بر من و طالب آزار من باشيد
وَ لا تُنْظِرُونِ
پس مهلت مدهيد مرا زيرا كه چون توكل بر خداوند خود كردهام و كار خود را به او گذاشته يقين كه نخواهد گذاشت كه از طرف شما آزارى به من رسد بلكه مرا غالب بر شما خواهد گردانيد .
فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ
پس اگر روى بگردانيد شما از قبول قول من
فَما سَأَلْتُكُمْ
پس من طلب نكردهام از شما براى اداى رسالت و اظهار دين
مِنْ أَجْرٍ
هيچ اجرى و مزدى كه تا آن گران باشد بر شما و سبب تولى و اعراض شما گردد ، يا آنكه از توليد و اعراض شما آن اجر از من فوت شود و من غمگين شوم
إِنْ أَجْرِيَ
نيست اجر من باداء رسالت
إِلَّا عَلَى اللَّهِ
مگر بر خداى تعالى و اوامر اجر و ثواب خواهد داد
وَ أُمِرْتُ
و مأمور شدهام من از جانب خداى تعالى
أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ
اينكه باشم از گردن نهادگان مر احكام الهى را .
فَكَذَّبُوهُ
پس تكذيب كردند قوم نوح حضرت نوح را و اصرار ورزيدند در تكذيب او
فَنَجَّيْناهُ
پس نجات داديم ما نوح را از غرق شدن
وَ مَنْ مَعَهُ
و آنانى را كه با او بودند
فِي الْفُلْكِ
در كشتى و گويند كه : اهل كشتى هشتاد مؤمن بودند از مرد و زن
وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ
و گردانيديم اهل آن كشتى را پس ماندگان بعد از هلاك قوم نوح