آن نمايند .
و مشركين بنا بر جهل عناد تدبر در آن دلايل ننموده
قالُوا
گفتند :
اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً
فرا گرفت خداى تعالى فرزند
سُبْحانَهُ
منزهست خداى تعالى از آنچه ايشان كنند و از جميع نقايص
هُوَ الْغَنِيُّ
اوست بىنياز از فرا گرفتن فرزند زيرا كه
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
مر او راست آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است پس او را احتياج بولد نخواهد بود
إِنْ عِنْدَكُمْ
نيست نزد شما اى مشركان
مِنْ سُلْطانٍ
هيچ دليلى و برهانى
بِهذا
به اينكه خداى تعالى فرا گيرد براى خود فرزندى بنا برين « بهذا » متعلق به « سلطان » است و ميتواند كه « بهذا » بمعنى فى هذا متعلق باشد به عندكم به اين تقدير كه « ما عندكم فى هذا من سلطان » يعنى نيست نزد شما درين اتخاذ ولد هيچ دليلى و بدون دليل و حجت حرفى ميگويند
أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
آيا مىگوييد شما بر خداى تعالى آنچه را كه نميدانيد و چون اين آيه توبيخ بر ايشانست پس دالست بر اينكه در عقايد اصول دليل قاطع بايد و تقليد در آن جايز نيست .
قُلْ
بگو اى محمد :
إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ
بدرستى كه آنان كه افترا ميكنند
عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
بر خداى دروغ را باتخاذ ولد و اضافهء شريك بوى
لا يُفْلِحُونَ
رستگارى نيابند و هرگز از دوزخ نرهند
مَتاعٌ فِي الدُّنْيا
خبر مبتداء محذوفست ، اى افتراؤهم متاع فى الدنيا ، يعنى افترا و كذب ايشان متاع اندكى است در دنيا كه به آن اقامت رياست خود كنند در كفر و معاصى
ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ
پس از مردن بسوى جزاى ماست بازگشت ايشان
ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذابَ الشَّدِيدَ
پس بچشانيم بايشان مرارت عذاب سخت را
بِما كانُوا يَكْفُرُونَ
بسبب آنكه بودند ايشان كه انكار ميكردند و نميگرويدند بوحدانيت خداى تعالى . مفسرين را اعتقاد اينست كه كلمهء « ما » درين جا مصدريست و مدخول خود را بمصدريت فرود مىارد و تقدير كلام چنين است كه « ثم نذيقهم العذاب الشديد بسبب كونهم كافرين » .