كتاب روشن كه آن لوح المحفوظ است ، بنا برين «
وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ
» تا آخر كلاميست بر سر خود و تعلق بما قبل خود ندارد بحسب لفظ ليكن بحسب معنى تقرير بما قبل خود مىكند و كلمهء « لا » نافيه است و « اصغر » اسم آنست و «
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
» خبر آن و بعضى «
وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ
» را معطوف گرفتهاند بر محل «
مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ
» و كلمهء « لا » را تأكيد « ما » كه در « ما يعزب » است أخذ كردهاند به اين تقدير كه « و لا يعزب عن ربك أصغر من ذلك » پس در اين صورت «
إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ
» استثناء منقطع است بمعنى « لكن » زيرا كه درين هنگام استثناء متصل صحيح نيست و حاصل معنى آيه چنين است كه و نيست پوشيده از پروردگار تو أصغر از ذره و نه اكبر از آن و ليكن مىباشد آن اصغر و اكبر مكتوب در كتاب لوح المحفوظ
أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ
و بدانيد كه دوستان خدا را
لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
نيست هيچ ترسى بر ايشان از لاحق شدن مكروهى
وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
و نيستند ايشان كه اندوهناك شوند از فوات مأمول و مطلوبى .
محمد بن مسعود عياشى روايت كرده كه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند كه مراد از « اولياء اللَّه » درين آيهء كريمه كدام جماعتاند ؟ حضرت فرمود كه : أولياء اللَّه مائيم و شيعيان ما كه بعد از ما تبعيت ما ميكنند .
و بعد اين فرمودند كه : خوشا حال ما و خوشا حال ايشان و خوشى و خوبى حال ايشان بهتر است از خوشحالى و خوبى جمعى كه در زمان ما تبعيت ما ميكنند درين وقت جمعى از شيعيان كه حاضر بودند گفتند : يا امير المؤمنين چرا حال ايشان بهتر از حال ما باشد آيا نيستيم ما و ايشان متفق در يك أمر كه قبول ولايت و خلافت شماست ؟ حضرت فرمودند كه : اين به جهت آنست كه ايشان بعد از ما متحمل شاقى چند ميشوند كه شما را طاقت تحمل آن نيست و در كتاب كمال الدين از ابو بصير روايت كرده كه
« قال الصادق عليه السّلام : يا با بصير طوبى لشيعة قائمنا المنتظرين لظهوره فى غيبته و المطيعين له فى ظهوره اولئك أولياء للَّه الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون »