تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ
نبود مر اهل مدينه را يعنى جايز نيست مر اهل مدينه را پس اگر چه «
ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ
» بحسب ظاهر نفى است اما مراد نهى است
وَ مَنْ حَوْلَهُمْ
و جايز نيست ايشان را كه در اطراف ايشانند
مِنَ الْأَعْرابِ
از عربان باديه نشين
أَنْ يَتَخَلَّفُوا
اينكه تخلف كنند
عَنْ رَسُولِ اللَّهِ
از ملازمت سراسر سعادت فرستادهء خدا محمد مصطفى صلوات اللَّه عليه و آله صاحب مجمع البيان گويد كه : صحيح آن است كه اين نهى مخصوص بعضى دون بعضى نباشد بلكه عام باشد مر جميع آن كسانى را كه پيغمبر ايشان را دعوت بجهاد كند
وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ
منصوبست تا معطوف باشد به « يتخلفوا » اى و لا ان يرغبوا ، يعنى و جايز نيست اهل مدينه و اعراب را اينكه رغبت كنند و اعراض نمايند بسبب مراعات نفسهاى خود و صيانت و محافظت آن
عَنْ نَفْسِهِ
از نفس رسول يعنى جايز نيست كه ايشان بواسطهء لذات نفس خود و محافظت آن از مرافقت و حكم رسول خدا تجاوز نمايند
ذلِكَ
اين وجوب متابعت و ترك تخلف و عدم مراعات مشتهيات نفسانى
بِأَنَّهُمْ
بسبب آنست كه چون ايشان با رسول خدا باشند
لا يُصِيبُهُمْ
نرسد ايشان را
ظَمَأٌ
تشنگى
وَ لا نَصَبٌ
و نه رنجى
وَ لا مَخْمَصَةٌ
و نه گرسنگى
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در راه خدا و در تقويت دين مبين او
وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً
و نگذارند قدمهاى خود را در جايى كه
يَغِيظُ الْكُفَّارَ
بخشم آرد كفار ناگرويدگان به خدا و رسول را
وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ
و نيابند از دشمنان
نَيْلًا
ايذايى از قتل و غارت كه بسبب آن قرين غم و الم گردند
إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ
مگر آنكه نوشته شود براى ايشان
بِهِ
بسبب كل واحد از اين امور مذكوره
عَمَلٌ صالِحٌ
كردارى شايسته كه آن مستلزم ثواب باشد براى ايشان نزد خداى تعالى و اينمعنى ثمرهء متابعت با حضرت و فايدهء مترتبهء بر آنست
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ
ضايع و نابود نگرداند مزد نيكوكاران را كه مجاهدانند
وَ لا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً
و نفقة نكنند