تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
اهل بيت عليهم السلام « خالفوا » است يعنى مخالفت كردند بدون عذرى با غزوهء تبوك و فى مجمع البيان « قراءة على بن الحسين زين العابدين و ابى جعفر محمد بن على الباقر و جعفر بن محمد الصادق عليهم السلام : خالفوا » محمد بن مسعود عياشى از فيض بن المختار روايت كرده كه او گفت كه : حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود كه : اين آيه را چگونه قرائت ميكنى ؟ گفتم كه : چنانچه مشهور است حضرت فرمود كه : « لو خلفوا لكانوا فى حال طاعة » يعنى اگر امرى باعث تخلف ايشان شده باشد هر آينه ايشان در حال طاعت بوده‌اند نه مخالف درين صورت توبهء ايشان و قبول توبهء ايشان وجهى ندارد بعد از اين فرمودند كه : آنچه نازل شده « خالفوا » است و فرمودند كه : آن سه كس كه مخالفت كردند از غايت جبن و بد دلى عثمان بود و دو مصاحب او ابو بكر و عمر به خدا قسم كه نشنيدند ايشان صداى سم اسبى و نه برهم خوردن سنگى از رفت و آمد سواران مگر آنكه ميگفتند كه : اين زمان داخل شد بر ما بلا و محنت پس خداى تعالى خوف و هراس را بر ايشان مسلط گردانيد تا آنكه صبح كردند و ملحق به پيغمبر شدند و ثقة الاسلام محمد بن يعقوب كلينى در روضهء كافى نيز اينحديث را آورده و ازين حديث معلوم مىشود كه اين سه تن در راه تبوك از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله مخالفت ورزيدند و بعد از آن ملحق به پيغمبر شده در مقام عذر در آمدند و بروايت على بن ابراهيم اين سه تن كعب بن مالك شاعر ، و مرارة بن ربيع ، و هلال بن اميه بودند چنان كه در تفاسير عامه نيز مذكور است بنا برين محتمل است كه اين روايت بطريق تقيه باشد و محتمل است كه تخلف از همه واقع شده باشد ، و ايشان بدون عذرى با آنكه مستبصر بودند مخالفت از جهاد تبوك كرده بودند و چون ايشان شنيدند كه پيغمبر بفتح و نصرت رو بمدينه گذاشته به خدمت حضرت آمدند و سلام كردند نه از حضرت جواب شنيدند و نه از أصحاب آن حضرت تا آنكه اهل خانهء ايشان از ايشان كناره گرفتند و ايشان لاعلاج سر بكوه گذاشتند و مدتى باتفاق هم به روزه و عبادت مشغول بودند و طلب آمرزش