ما كانَ لِلنَّبِيِّ
جايز نيست مر پيغمبر را
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنانى را كه گرويدهاند به خدا و رسول او
أَنْ يَسْتَغْفِرُوا
اينكه طلب آمرزش كنند
لِلْمُشْرِكِينَ
براى شرك آرندگان
وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى
و اگر چه باشند آن مشركان صاحبان قرابت خويشى
مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ
بعد از آنكه ظاهر شود مر پيغمبر و مؤمنين را يا بموت اين مشركين و يا بوحى الهى چنانچه مفسرين تصريح كردهاند
أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ
اينكه اين خويشان مشرك و اهل دوزخاند . اگر مراد از ظهور در حين موت باشد بايد كه در هنگام حيات استغفار براى ايشان جايز باشد در تفسير عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام فرمودند كه : شخصى در پهلوى من نماز ميگزارد و براى ابوين خود كه در زمان جاهليت مرده بودند آمرزش مىطلبيد من به او گفتم كه آمرزش ميطلبى براى پدر و مادرى كه در كفر و جاهليت مرده باشند ؟ او گفت در جواب من كه ابراهيم نيز براى پدر بت پرست خود طلب مغفرت نمود . حضرت فرمود :
« فلم أدر ما أرد عليه »
يعنى پس من ندانستم كه چه نوع رد كلام او نمايم ( ظاهرا چون آن شخص استنكاف از قبول حق داشته و لجاجت در كلام مينمود حضرت اين چنين فرموده باشد ) پس حضرت امير گفتند كه : اين مقدمه را من بعرض حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله رسانيدم اين آيت نازل شد كه :
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ
و نبود طلب آمرزش ابراهيم
لِأَبِيهِ
براى پدر خود يعنى عم خود
إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ
مگر از براى وفا كردن وعدهاى كه
وَعَدَها إِيَّاهُ
وعده كرده بود و قرار داده بود آن وعده را ابراهيم با پدر خود در تفسير عياشى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت بشخصى از اصحاب خود فرمودند كه : مردم در تفسير آيهء «
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ
» چه ميگويند ؟ آن شخص گفت كه : ميگويند كه : ابراهيم