خدا و رسول خدا كنند و جزاء آن بهشت يابند و بنا برين مراد از « اشترى » درين آيه تمثيل جزاء دارين مجاهدين و اعطاء نعماء بهشت است بر ايشان ببذل نفس و مال نه حقيقت اشترا ، زيرا كه مشترى وقتى چيزى را ميخرد كه مالك آن نباشد و حق تعالى خود مالك جميع چيزهاست . بعضى گفتهاند كه : بيع موقوف بر بايع و مشترى و دلال و ثمن است مشترى درين بيع خداى تعالى است و دلال محمد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و بايع بندهء مؤمن و ثمن بهشت جاويدان . نعم ما قيل : « فنعم المشترى الرب الرحيم و نعم الدلال الرسول الكريم و نعم الثمن الجنة النعيم » .
يُقاتِلُونَ
مقاتله ميكنند اين مؤمنان
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در راه خداى تعالى و از براى قوام دين مبين او
فَيَقْتُلُونَ
پس ميكشند ايشان گاهى اعدا را
وَ يُقْتَلُونَ
و كشته مىشوند گاهى بر دست اعداء
وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا
أى وعدهم اللَّه الجنة وعدا عليه واجبا و ثابتا ، يعنى وعده داده خداى تعالى ايشان را ببهشت وعده دادنى كه واجب و ثابت باشد بر خداى تعالى ايفاى آن و آن وعده مكتوب و مذكور است
فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ
درين سه كتاب الهى و وحى ربانى
وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ
و كيست وفا - كننده تر بعهد خود
مِنَ اللَّهِ
از خداى تعالى و هر گاه حق تعالى خود خلف وعده را مذموم شمرده باشد پس چون مرتكب آن خواهد شد ؟ تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا .
فَاسْتَبْشِرُوا
پس شادمان شويد
بِبَيْعِكُمُ
به بيع خود
الَّذِي
آن بيعى كه
بايَعْتُمْ بِهِ
مبايعه كردهايد به آن بيع زيرا كه فروختيد مال فانى را بنعمتهاى باقى و زايل را بلذات دائمى
وَ ذلِكَ
و آن بيع و شرى
هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
آنست رستگارى بزرگ .
التَّائِبُونَ
خبر مبتداء محذوفست ، أى « هم التائبون » يعنى آن مؤمنان كه بيع و شرى از ايشان واقع شده رجوع كنندگانند بطاعت خداى تعالى
الْعابِدُونَ
عبادت كنندگانند خداى را و به غير از خدا كسى را عبادت نمىكنند و چيزى را شريك او