تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
مردان غير از پيغمبر خدا و على مرتضى كسى نماز نميگزارد و حاكم ابو القاسم حسكانى از عبد الرحمن بن عوف نقل كرده كه : « سابقون » ده كس بودند اول ايشان در اسلام على بن ابى طالب بوده چون اهل سنت سبقت در خلافت را جلافت به كار برده براى جمعى از عرب پيش خود قرار دادند خواستند كه سبقت در ايمان را نيز به جهت آنها مقرر كنند لهذا شرم از خدا و رسول خدا نكرده گفتند كه : اول كسى كه به پيغمبر ايمان آورد ابو بكر بود « ليس هذا اول قارورة كسرت فى الاسلام »
وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ
و آنان كه متابعت نمودند و پيروى كردند آن سابقون را كه
بِإِحْسانٍ
بايمان و طاعت تا روز قيامت
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ
راضى است خداى تعالى از ايشان
وَ رَضُوا عَنْهُ
و راضىاند ايشان نيز از خداى تعالى به آنچه داد بايشان از نعمت‌هاى دينى و دنيوى
وَ أَعَدَّ لَهُمْ
و آماده كرده خداى تعالى براى ايشان
جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهارُ
بهشتهايى كه ميرود از زير قصور و درختان آن جويهاى آب
خالِدِينَ فِيها
حالكونى كه جاويد باشند در آن
أَبَداً
هميشه
ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
اينست رستگارى بزرگ . و بعد از ذكر سابقين باز رجوع بذكر احوال منافقين كرده ميفرمايد كه :
وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الْأَعْرابِ
و از آنان كه در حوالى شما و شهر شمااند از عربان باديه نشين
مُنافِقُونَ
از اهل نفاقند
وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ
«
وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ
» خبر مبتداء محذوفست ، اى و قوم من اهل المدينة ، و «
مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ
» صفت قوم محذوفست كه موصوف را حذف كرده‌اند و صفت را بجاى آن گذاشته به اين معنى كه و جمعى از اهل مدينه يعنى از مردم شهر شما هستند كه موصوف به اين صفت‌اند كه مايلند بر نفاق و ماهرند در آن
لا تَعْلَمُهُمْ
نميدانى تو اى محمد ايشان را با كمال فطانت و صدق فراست
نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ
ما ميدانيم ايشان را كه بر بواطن ايشان آگاهيم
سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ
بتحقيق عذاب كنيم ايشان را دو مرتبه يكى در وقت قبض ارواح خبيثهء ايشان و ديگرى در وقتى كه در قبر قرار گيرند يا يكى در دنيا بقتل و سبى ايشان و ديگرى در قبر و به غير اين دو