بارض بابل رسيد و فرمود كه : اين زمين ملعونست و محل سخط الهى است ، و اين زمين يكى از آن زمينهايى است كه حق سبحانه و تعالى در قرآن مجيد وصف آن بمؤتفكه كرده ، يعنى سرنگون شده و سه نوبت اينزمين معذب گرديده و اول زمينى است كه در آنجا عبادت بت كردهاند ، و حلال نيست نبى يا وصى نبى را كه در آنجا نماز گزارد . و بعضى از أتقياء عصر طاب مثواه در ترجمهء من لا يحضره الفقيه گفته كه : اين زمين بابل در حوالى حله است و حله را از آجرهاى شهر خراب بابل ساختهاند و بعد ازين گفته كه :
ظاهرا كوفه و مداين نيز از زمين بابل باشد و اين سخن خالى از دغدغه نيست و در تفاسير مذكور است كه مؤتفكات در ارض شام است .
و چون قوم هود و قوم ثمود ملقب بلقبى معين بودند بخلاف غير ايشان ، لهذا حق تعالى بعد از قوم نوح قوم هود نفرمود بلكه تغيير اسلوب داده آنها را بلقب مشهور ايشان تعبير نمود .
أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ
آمد بديشان پيغمبران ايشان
بِالْبَيِّناتِ
با حجتهاى ظاهره و معجزهاى باهره و ايشان تكذيب آن رسل كردند و هر كدام بسبب عذابى و نزول بلائى مستأصل گشتند
فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ
پس نبود اينكه خداى تعالى ستم كند بر ايشان
وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
و ليكن بودند ايشان كه بر نفسهاى خود ستم ميكردند و موجب عذاب را كه كفر و تكذيب است براى خود آماده مينمودند و اين آيت دالست بر آنكه خالق كفر و ظلم و شر عبد است ، نه خداى تعالى چنانچه بعضى ظلمه را اعتقاد اينست .
وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
و مردان مؤمن و زنان مؤمنه بعضى از ايشان دوستان بعضى ديگرند و يارى يكديگر ميكنند بر خوبى محمد بن مسعود عياشى رضى اللَّه عنه از صفوان جمال روايت كرده من از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم كه در باب زنى كه عالم باعمال من باشد و من نيز دانم كه او اقرار بولايت شما دارد و