فرموده : «
لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ
» و چون ما مواطن نصرت را احصا كرديم هشتاد موطن برآمد لهذا ميبايد كه حد مال كثير هشتاد باشد .
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ
معطوفست بر «
مَواطِنَ كَثِيرَةٍ
» و « يوم » از جملهء زمانست و مواطن مكان و چون عطف زمان بر مكان صحيح نيست پس لفظ « موطن » درين جا محذوفست و تقدير كلام چنين است كه « لقد نصركم اللَّه فى مواطن كثيرة و فى موطن يوم حنين » يعنى هر آينه بتحقيق نصرت داد شما را خداى تعالى در مواضع بسيار كه با كفار در آن مواضع جهاد كرديد و نصرت داد شما را در موضع جهاد روز حنين . و حنين و دايى است ميان مكه و طايف كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله بعد از فتح مكه در آن وادى با قبيلهء هوازن و ثقيف جهاد نمود و عدد لشكر ظفر آن حضرت در آن روز ده هزار يا دوازده هزار مرد بود .
چون ابو بكر ملاحظهء كثرت لشكر اسلام نمود بطريق عجب و تكبر گفت : ما امروز از جهت قلت مغلوب نخواهيم شد چنانچه حقتعالى ميفرمايد كه : نصرت داد شما را خداى تعالى در جنگ حنين
إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ
چون بتعجب آورد شما را بسيارى شما در آن جنگ و
فى تفسير العياشى « عن عجلان عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام فى قول اللَّه :
وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ
فقال : ابو فلان »
يعنى پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود كه : تعجب كننده ابو بكر بود و بنا بر تكبر و اصابت عين او اول بار شكست بر لشكر اسلام افتاد و خالد بن وليد با قبيلهء بنى سليم كه مقدمهء لشكر اسلام بودند بهزيمت رفتند و از هزيمت ايشان بقيهء لشكر نيز رو بگريز گذاشتند على بن ابراهيم آورده كه در حين گريز لشكر اسلام زنى از قبيلهء بنى مازن خاك بر روى منهزمين ميپاشيد و ميگفت : كجا ميگريزيد آيا از خدا و رسول او ميگريزيد در اين اثنا عمر را ديد كه ميگريزد مازنيه به او گفت : واى بر تو اى عمر اين چه كارست كه ميكنى ؟ در جواب گفت : أمر خدا اينچنين است و من بنا بر أمر خدا ميگريزم ، و در آن روز كسى كه در