تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
و اقربا و خويشان شما
وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها
و مالهايى كه كسب كرده‌ايد و جمع نموده‌ايد آن را
وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها
و تجارتى كه ميترسيد ناروايى آن را
وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها
و خانه‌هايى كه مىپسنديد آن را و اختيار كرده‌ايد به جهت سكونت خود
أَحَبَّ إِلَيْكُمْ
دوست‌تر بسوى شما
مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
از خدا و فرستاده او
وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ
و از جهاد كردن در راه او و مراد از « حب » حب اختيارى است نه اضطرارى زيرا كه حب اضطرارى داخل در تكليف نيست
فَتَرَبَّصُوا
پس انتظار بريد
حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ
تا بياورد خداى تعالى
بِأَمْرِهِ
حكم خود را دربارهء شما كه آن عقوبت آجل و عذاب عاجل است
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
و خداى تعالى راه ننمايد گروه بيرون رفتگان از حد فرمان را يعنى نظر لطف و توفيق از ايشان بازگيرد تا بر فسق و ضلالت خود باقى بمانند . آنچه در اكثر تفاسير معلوم مىشود اينست كه آيهء كريمهء «
قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ
» تا آخر در باب متخلفين از هجرت نازل شده زيرا كه ايشان بواسطهء محبت اقربا و تجارت مال از هجرت بازماندند و در مكهء معظمه در خانه‌هاى خود خزيدند و اما بروايت على بن ابراهيم سبب نزولش اينست كه مشركين چون قبل از منع دخول مسجد الحرام از اطراف و جوانب رو به مكه معظمه داشتند و بدينجهت قريش و اهل مكه خريد و فروخت بسيار ميكردند و خانه‌ها بكرايه ميدادند و خويشان خود را كه از دوردست به مكه ميآمدند ملاقات مينمودند ، بعد از منع مشركين از دخول مسجد الحرام قريش بجزع و فزع آمده گفتند : « ذهب تجارتنا و ضاع عيالنا و خربت دورنا » بنا برين حقتعالى اين آيت را نازل گردانيد و به پيغمبر خود فرمود كه : بگو بقريش كه هر گاه نزد شما اقربا و تجارت و خانه‌ها بهتر باشند و آنها را از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست‌تر داشته باشيد پس انتظار عقوبت خداى تعالى بكشيد .