هيچكس از مردمان
وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ
و بدرستى كه من پناه دهندهام و فرياد رسندهام شما را
فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ
پس آن هنگام كه بديدند هر دو گروه يكديگر را و ملاقات كردند با يكديگر و ابليس ديد كه جبرئيل با ملائكه پيش لشكر اسلام مىآيد
نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ
بازگشت بر هر دو پاشنهء خود يعنى بطريق قهقرى برگشت
وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ
و گفت : بدرستى كه من بيزارم از شما و از اعانت كردن شما
إِنِّي أَرى
بدرستى كه من مىبينم
ما لا تَرَوْنَ
آنچه را كه شما نمىبينيد يعنى من مىبينم جبرئيل را با ملائكه كه به امداد مؤمنين آمدهاند زيرا كه آن لعين ملائكه را و ملائكه آن لعين را ميشناختند
إِنِّي أَخافُ اللَّهَ
بدرستى كه من ميترسم عذاب خداى را كه بوسيلهء ملائكه به من برساند از ابن عباس منقولست كه گفت : دروغ ميگويد آن دشمن خدا كه اگر او از خداى تعالى ترسيدى كار او بدينجا نرسيدى
وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ
و خداى سخت عقوبت است ، ميتواند كه اين آيه تتمهء كلام شيطان باشد و محتمل است كه كلام مستانف باشد .
گويند كه : منهزمان بدر بعد از رجوع به مكه سراقة بن مالك را پيغام دادند كه لشكر ما را تو بيدل كردى و باعث انهزام ايشان شدى ، سراقه قسم ياد كرد كه من از محاربهء شما با محمد و اصحاب او اصلا خبر نداشتم درين وقت معلوم همگان شد كه او ابليس بوده نه سراقه و ازين جهت برخى شرف اسلام دريافتند .
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ
ياد كن اين را نيز كه چون ميگفتند منافقان
وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
و آنان كه بود در دلهاى ايشان مرض شك در اسلام باظهار كلمهء شهادتين
غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ
مغرور ساخته مؤمنان را دين ايشان كه با وجود قلت عدد وعدت ارادهء حرب با اينچنين لشكرى آراسته دارند حق تعالى در جواب آنها ميفرمايد كه :
وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
و هر كه توكل كند بر خداى و كار خود را به او واگذارد
فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
پس بدرستى كه خداى تعالى غالب است بر همه
حَكِيمٌ
محكم كار است و وضع اشياء در موضع خود مىكند ، پس اهل توكل را فرو نگذارد و نصرت دهد ، زيرا كه ايشان