« أنه » اسم أن و ضمير شأن باشد ، يعنى نظر نكردند در اينكه شأن و قصه به اين باشد كه
قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ
بتحقيق نزديك رسيده مدت حلول اجل ايشان و ايشان از آن غافل باشند ، يعنى آيا نظر نكردند در نزديكى اجل خود تا آنكه مساعدت كنند بطلب حق و توجه نمايد بسوى امرى كه نجات ايشان در آن باشد
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ
پس بكدام سخن بعد از قرآن
يُؤْمِنُونَ
ايمان خواهند آورد و هر گاه ايشان ايمان به قرآن نيارند و تصديق آن نكنند كه آن واضح الدلاله و ظاهر المعجزه است پس بكدام سخن ايمان خواهند آورد ؟ گفتهاند كه : لفظ «
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ
» دلالت بر حدوث قرآن مجيد مىكند .
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ
هر كرا كه خداى تعالى راه بهشت ننمايد يا تخليهء او كند در گمراهى و او را بنفس خودش واگذارد
فَلا هادِيَ لَهُ
پس نيست راه نمايندهاى مر او را كه تا او را به راه راست آرد
وَ يَذَرُهُمْ
و واميگذارد خداى تعالى ايشان را
فِي طُغْيانِهِمْ
در گمراهى و سركشى ايشان
يَعْمَهُونَ
حالكونى كه سرگردان و حيران گردند .
مرويست كه صناديد قريش جمعى را مثل عاص بن وائل و نضر بن حارث به شهر نجران فرستادند كه از علماى يهود آنجا مسائل غامضهء چند ياد گيرند و حضرت رسالت پناه را به آن آزمايش كنند و از جملهء مسائل ايشان اين بود كه از محمد بپرسيد كه : قيامت كى قائم خواهد شد ؟ اگر او ادعاء علم او كند يقين دانيد كه او كاذبست زيرا كه در كتب سماوى بما رسيده كه سبحانه و تعالى هيچ ملك مقرب و هيچ پيغمبر مرسلى را اطلاع بر وقت قيام ساعت نداده و اين از مكنونات علم ربانيست و ازين خبر ميدهد حق سبحانه و تعالى كه :
[ سوره الأعراف ( 7 ) : آيات 187 تا 188 ]
يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 187 ) قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ( 188 )