از امور مخفيه است همچنين استدراج نيز مخفيست و بدون ظهور علامت فجأة واقع خواهد شد و ايضا مانند كيد و مكر ظاهرش احسان و باطنش خذلانست .
گويند كه : حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله در موسم حج بر كوه صفا برآمده كفار قريش يك يك را از عذاب خداى تعالى تخويف مينمود و جمعى از صناديد قريش ميگفتند كه : صاحب شما ديوانه شده كه در شب و روز فرياد مىكند آيه آمد كه :
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا
آيا فكر نميكنند اين كفار قريش در احوال پيغمبر آخر الزمان تا بدانند كه
ما بِصاحِبِهِمْ
نيست يار ايشان محمد صلوات اللَّه عليه و آله را
مِنْ جِنَّةٍ
هيچ نوع جنونى بنا بر اين تقدير آيه اينچنين است كه « أ و لم يتفكروا فيعلموا ما بصاحبهم من جنة »
إِنْ هُوَ
نيست آن مصاحب شما
إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ
مگر بيم كننده از عذاب آشكارا .
و چون تفكر در امر نبوت بدون تفكر و نظر در دلايل توحيد معقول نيست لهذا بعد از امر نبوت و تفكر در آن ميفرمايد كه :
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا
آيا نظر نكردهاند بديدهء اعتبار
فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
در بواطن آسمانها و زمين و در مجمع البيان گفته : « الملكوت هو الملك الاعظم للمالك الذى ليس بمملوك » يعنى مراد از « ملكوت » ملكيست بسيار بزرگ مر مالكى را كه او مملوك كسى نباشد
وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ
اى او لم ينظروا فيما خلق اللَّه من شىء » يعنى آيا نظر نكردند ايشان در آنچه آفريد خداى تعالى از هر چيز تا بدان نظر كمال توحيد و قدرت الهى در صدق و عقل رسول هاشمى بر ايشان ظاهر گردد ؟ و مراد اينست كه فهم توحيد و قدرت الهى موقوف بتفكر ملكوت سماوات و ارض نيست بلكه نظر در هر ذره و در هر امرى كه اسم شىء بر او صادق آيد صورت ادراك وحدانيت و قدرت ربانيست
وَ أَنْ عَسى أَنْ يَكُونَ
معطوفست بر «
مَلَكُوتِ السَّماواتِ
» و كلمهء « أن » در « أن عسى » أن مخففه از مثقله است و تقدير كلام چنين است كه « أ و لم ينظروا فى أنه عسى أن يكون » كه ضمير