كه : « 1 » «
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ
» اگر آن حضرت ناخوانده ميبود چه سان تعليم كتاب و حكمت باهل مكه كه مراد از امّيين ايشانند ميكرد ؟ به خدا قسم كه آن حضرت ميخوانده و مينوشته به هفتاد و دو زبان يا به هفتاد و سه زبان و شك از راوى است و بعد از اين امام عليه السّلام فرمودند كه : چون آن حضرت مكّى است و مكه را امّ القرى گويند چنانچه حق تعالى فرموده «
وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى
» لهذا آن حضرت را امى گويند كه منسوب بام القرى باشد
الَّذِي
آن چنان پيغمبرى كه
يَجِدُونَهُ
مييابند يهودى و نصارى اسم صفت او را
مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ
نوشته شده نزد ايشان در توراة و انجيل اول در اول و ثانى در ثانى بلكه مىيابند ايشان اسم و صفت وصى او را نيز درين دو كتاب ، و همچنين مييابند بنى اسرائيل نوشته شده درين دو كتاب كه :
يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ
امر مىكند اين رسول پيروان خود را به نيكويى كه آن معالم دين مبين است بنا برين اينكلام و ما بعد آن متعلق خواهد بود بما قبل خود و ميتواند كه ابتداء سخن باشد كه حق تعالى در مقام مدح نبى خود فرموده باشد
وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ
و باز ميدارد ايشان را از بديها كه شرك و عصيان است .
وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ
و حلال ميگرداند برايشان مطعومات پاكيزه را كه اهل جاهليت بر خود حرام كرده بودند چون بحيره و سائبه و غير آن
وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ
و حرام ميسازد بر ايشان خورشهاى پليد را مانند ميته و گوشت خوك و خون و غير ذلك
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ
و بر ميدارد از امت خود
إِصْرَهُمْ
ثقل ايشان را
وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
و بر ميدارد از ايشان بندهايى را كه بود بر بنى اسرائيل ، و مراد از « اصر » و « أغلال » تكاليف شاقه است كه بر بنى اسرائيل لازم بود مثلا بر ايشان فرض بود كه غسل و وضو به آب كنند و تيمم بر ايشان جايز نبود ، و ديگر لازم بود بر ايشان كه نماز را در
هامش
( 1 ) سورهء جمعه ، آيهء 2 .