تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
« قال عليه السّلام : ما ظهر الزنا و ما بطن المخالة » و مخالة اظهار تعشق با زنان نامحرم است
وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ
و مكشيد آن نفس را كه حرام كرد خداى كشتن آن را كه آن نفس مسلمان و معاهد است يعنى اهل ذمه
إِلَّا بِالْحَقِّ
مگر بحقى از حقوق كه موجب كشتن او گردد و در مجمع البيان گفته : « الحق الذى يستباح به قتل النفس المحرم ثلاثة اشياء : القود و الزنا بعد احصان و الكفر بعد ايمان » اگر چه قتل مذكور داخل در فواحش است اما بواسطهء اهتمام بشأن آن تخصيص بذكر داده
ذلِكُمْ
آنچه مذكور شد درين آيه از امر و نهى
وَصَّاكُمْ بِهِ
وصيت كرد خداى تعالى شما را و امر فرمود به اين مذكور
لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ
تا اينكه شما دريابيد كه راه راست اينست .
وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ
و نزديك مشويد يعنى تصرف مكنيد مال ايتام را
إِلَّا بِالَّتِي
مگر به جهتى و خصلتى كه
هِيَ أَحْسَنُ
آن جهت نيكوتر چيزى باشد كه در مال او مرعى بايد داشت مانند حفظ آن مال و فايده حاصل كردن از آن تا زياده شود و بدين جهت اصل مال رد شود چون در طمع نمودن مال بالغ ممكن است كه كسى خود را برىء الذمه گرداند و از او حليت خواهد ، اما تحصيل برائت ذمه از مال يتيم مشكل است لهذا حق تعالى مال ايتام را مخصوص بذكر گردانيد و الا حفظ مال هر شخصى لازم و متحتم است
حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ
تا برسد يتيم به قوت خود يعنى ببلوغ و رشد برسد كه درين وقت بايد كه مال او را به تصرف او داد و از بعضى أحاديث معلوم مىشود كه مراد از « أشد » احتلام است بار شد بحيثيتى كه سفيه و ضعيف العقل نباشد و از بعضى ديگر چنين ظاهر مىشود كه احتلام را دخل در « أشد » نيست بلكه مناط آن رشد و رسيدن طفل است بمرتبه‌اى كه حسنات و سيئات بر او نوشته شود مخفى نماند كه بعضى أشد را لفظ مفرد گرفته‌اند و بعضى جمع شدت ميدانند .
وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ
و تمام به پيماييد كيل را در مكيلات
وَ الْمِيزانَ
و ترازو را در
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 845 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي