شما مگر تخمين كنندگان و بىدليل و برهان سخن گويندگان و در اينجا نكوهش تابعين ظن و تخمين ظاهر و عيانست .
قُلْ
بگو اى محمد اگر اين مشركان عاجز باشند از ايراد حجت :
فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ
پس مر خداى راست حجتى تمام و
فى اصول الكافى عن سدير الصيرفى عن ابى جعفر عليه السّلام قال « قلت له : جعلت فداك ما أنتم ؟ قال : نحن خزان علم اللَّه و نحن تراجمة وحى اللَّه نحن الحجة البالغة على من دون السماء و فوق الارض »
تراجمه بفتح تا كسانى كه تفسير سخنى كنند به زبان ديگر « نحن حجة البالغة » اشارتست بقول حق تعالى درين جا كه فرموده : «
فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ
» يعنى روايتست از امام محمد باقر عليه السّلام كه سدير صيرفى گفت كه گفتم او را : فداى تو شوم چه چيزيد شما ؟ به اين معنى كه مرتبهء شما چيست ، گفت ما خازنان علم خدائيم و ترجمانان وحى خدائيم كه برسل و انبيا كرده ، مراد آنست كه ما جميع زبانها را ميدانيم پس با هر كس به زبان آن كس تفسير ميكنيم و ما حجت تمام و برهان رساييم بر هر كه در پائين آسمانست و هر كه در بالاى زمين است ، مراد جن و انسند بنا بر اين معنى «
فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ
» اينست كه پس مر خداى راست امامانى كه آنها حجت تمامند بر انس و جن
فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ
پس اگر خواستى خداى تعالى هر آينه راه نمودى شما را به ثواب و بدخول بهشت پيش از آنكه شما را به تكليف امتحان كند ليكن بحكمت بالغهء خود اينچنين نكرده بلكه تكليف كرد شما را و آن را باعث ثواب و عقاب شما گردانيد يا مراد آنست كه اگر خواهد خدا كه باجبار و اكراه شما را راه ايمان نمايد هر آينه راه نمودى شما را به حق ليكن اجبار منافى حكمت تكليف است ، و مراد چنانچه اشاعره ميگويند نيست كه خداى تعالى ايمان ايشان را نخواسته بل مشيت الهى تعلق بكفر ايشان گرفته زيرا كه اگر چنين باشد مر كفار را حجتى قوى خواهد بود بر خداى تعالى بواسطهء آنكه بجا آوردهاند آنچه را كه خدا