تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 840

مساهمون:

ص٨٤٠
چون وقتش برسد ديگر امكان امهال ندارد .
سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا
زود باشد كه بگويند بر وجه اعتذار آنان كه شرك آورده‌اند
لَوْ شاءَ اللَّهُ
اگر خواستى خدا
ما أَشْرَكْنا
شرك نمىآورديم ما
وَ لا آباؤُنا
و نه پدران ما «
وَ لا آباؤُنا
» عطف است بر ضمير « نا » در «
ما أَشْرَكْنا
» و اگر چه سيبويه عطف اسم ظاهر قوى را بر ضمير ضعيف جايز ندانسته اما با تخلل كلمهء « لا » اين عطف مستحسن است
وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ
و حرام نميكرديم هيچ چيز را يعنى شرك و تحريم ما بمشيت و امر خداست و خدا بر آن راضى است و اگر نه شرك نمىآورديم و تحريم اشياء نميكرديم .
كَذلِكَ
همچنين كه قوم تو تكذيب تو ميكنند زيرا كه تو مىگويى كه خدا ايمان شما را خواسته و راضى بايمان شماست و ايشان ميگويند كه خدا شرك ما را خواسته و ما را امر به اين كرده كه اگر نميخواست و راضى برين نميبود ما ايمان ميآوريم
كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
تكذيب كرده‌اند انبيا را آنان كه پيش از ايشان بوده‌اند
حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا
تا آنكه بدينجهت چشيدند مرارت عذاب ما را در دنيا و در آخرت اين آيهء كريمه دلالتى واضحه دارد بر آنكه جناب كبرياى الهى از مشيت كفر و معاصى و راضى بودن بر آنها منزه و مبراست ، و آنان كه اضافهء اين امور قبيحه به آن جناب مينمايند مانند اشاعره از جمله كذابين و معذبين‌اند و قطع نظر از اين آيه دليل عقلى نيز قائم است بر آنكه حق تعالى منزه از قبيح و از جميع صفات نقص است « تعالى اللَّه عما يقول الظالمون علوا كبيرا » .
قُلْ
بگو اى محمد مرين جماعت را كه :
هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ
آيا هست نزديك شما هيچ حجتى كه از آن علم حاصل شود برين سخن شما كه گفتيد
فَتُخْرِجُوهُ لَنا
پس بيرون آريد و ظاهر كنيد آن حجت را براى ما
إِنْ تَتَّبِعُونَ
تابع نميشوند و پيروى نميكنيد شما درين سخن
إِلَّا الظَّنَّ
مگر گمان خود را
وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ
و نيستند
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 840 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي