تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
ايشان بكنى جواب شرط ثانى كه «
فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ
» تا آخر است محذوفست اى « فان استطعت أن تفعل كذا و كذا فافعل » و اين جملهء شرط و جزا جواب شرط أولست كه آن قول خداى تعالى است كه فرموده : «
وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ
» .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ
و اگر خواهد خداى تعالى و حكمت او اقتضاء اجبار و اكراه ايشان بر ايمان كند
لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى
هر آينه جمع ميكرد ايشان را بطريق اجبار و الجاء بر راه راست و دين حق ، ليكن اجبار منافى تكليف و ايصال ثواب و عقابست و حكمت الهى و مصلحت ربانى جلت عظمته مقتضى آن نيست
فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ
پس مباش تو از نادانان يعنى در مواطن صبر و شكيبايى اضطراب و جزع مكن تا آنكه نزديك نشود حال تو به حال جاهلان و بىصبران ، و بعضى گفته‌اند كه : اين خطاب اگرچه بحسب ظاهر با پيغمبر است اما مراد امت آن حضرتند چنانچه على بن ابراهيم گفته كه : هذا مخاطبة للنبى و المعنى للناس .
إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ
جزين نيست كه اجابت ميكنند دعوت ترا آنان كه
يَسْمَعُونَ
ميشنوند بسمع قبول قول ترا و تأمل و تفكر در آن مينمايند ، و اما آنان كه قول ترا نميشنوند در حكم موتىاند
وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ
و موتى را بر انگيزاند خداى تعالى در روز قيامت و آن گاه بدانند دين حق را ليكن اين دانش نفعى بايشان نرساند
ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ
پس بسوى حكم او باز گردانيده شوند . و بعد ازين حق تعالى عود كرد بسوى حكايت كفار و فرمود :
وَ قالُوا
و گفتند رؤساء قريش بعد از عجز از اتيان به مثل قرآن :
لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ
چرا فرو فرستاده نميشود بر محمد
آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ
معجزه‌اى از پروردگار او كه ما از وى ميطلبيم مانند يد و بيضا و عصاى موسى و ناقهء ثمود و احياء موتى كه از مسيح ناشى شده :
قُلْ
بگو اى محمد در جواب ايشان
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً
قادر است بر اينكه فرو فرستد معجزه‌اى از معجزات مطلوبهء شما را تا آنكه شما را جمع كند