جاثليق كه يكى از رؤساى نصارى بود در حضور حضرت امام رضا عليه التحية و الثنا گفت : كسى كه احياء موتى كند و كور مادرزاد را بينا نمايد و برص را بر طرف نمايد او شايستهء ربوبيت و مستحق عبادت است پس حضرت عليه السّلام در جواب او فرمودند كه : اليسع پيغمبر نيز احياء موتى و ساير معجزات عيسى را بجا آورد و همچنين خرقيل نبى سى و پنج هزار كس را بعد از فوت ايشان به شصت سال زنده گردانيد و احدى از امت ايشان دعوى ربوبيت ايشان نكردند ، و همچنين پيغمبر آخر الزمان جمعى از اموات قريش را به خواهش اقرباء آنها بوساطت وصى و خليفهء خود على بن ابى طالب عليه سلام اللَّه الملك الغالب زنده گردانيد و علاج اكمه و أبرص و مجنون كرد و با بهايم و طيور و جن و شياطين تكلم نمود و هيچكس آن حضرت را رب خود ندانست ، از شما چون اين دعوى گزاف سر زده و مىزند ؟ جاثليق ملزم شده حرفى نتوانست گفت .
وَ إِذْ كَفَفْتُ
و نيز ياد كن آن زمان را كه بازداشتم
بَنِي إِسْرائِيلَ
اى شرّ بنى اسرائيل ، يعنى بدى و مضرت بنى اسرائيل را
عَنْكَ
از تو كه قصد قتل تو داشتند
إِذْ جِئْتَهُمْ
وقتى كه آمده بودى بديشان
بِالْبَيِّناتِ
بمعجزاتى كه مذكور شد
فَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ
پس گفتند آنان كه نگرويدند به خدا و رسول او :
إِنْ هذا
نيست اين كه آورده از معجزات
إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
مگر سحرى ظاهر كه بر هيچ كسى پوشيده نيست .
و بعد ازين عرض نعمتى ديگر مىكند بر عيسى و ميفرمايد كه :
وَ إِذْ أَوْحَيْتُ
و ياد كن اى عيسى چون وحى كردم
إِلَى الْحَوارِيِّينَ
بسوى حواريين يعنى در دل ايشان انداختم بطريق الهام چنانچه در تفسير عياشى از يوسف صنعانى روايت كرده قال :
« سألت ابا جعفر عليه السّلام
إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ
، قال عليه السّلام : الهموا » .