حال خليفهء اول آيهء ما سبق كه فرموده : «
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
» نيز هست بلكه آيهء «
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ
» نيز مصداق حال اوست .
و بعد از ذكر يهود و نصارى بيان مىكند كه پيغمبر آخر الزمان صلوات اللَّه عليه و آله در وحى موافق انبياء سابق است تا حجت بر يهود و نصارى باشد و ميفرمايد كه :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ
و فرو فرستاديم بسوى تو أى محمد قرآن را
بِالْحَقِّ
براستى و درستى
مُصَدِّقاً
در حالتى كه تصديق كننده است
لِما بَيْنَ يَدَيْهِ
مر آن چيزى را كه پيش از آن بوده
مِنَ الْكِتابِ
از جنس كتب منزله ، ألف و لام « الكتاب » در اول ألف و لام عهد است كه اشارت به قرآن باشد و در ثانى ألف و لام جنس است كه مراد مطلق كتاب باشد
وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ
و در حالتى كه نگاهبانست بر كتب منزله و محافظت آنها مىكند از تغيير و تبديل و شاهد است بر حقيت آنها
فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ
پس حكم كن ميان أهل كتاب اگر خواهى كه حاكم باشى ميان ايشان
بِما أَنْزَلَ اللَّهُ
به آنچه فرو فرستاده خداى تعالى در تسويهء قصاص
وَ لا تَتَّبِعْ
و از پى مرو
أَهْواءَهُمْ
آرزوهاى ايشان را در حالتى كه عدول كننده باشى
عَمَّا جاءَكَ
از آن چيزى كه به تو آمده است
مِنَ الْحَقِّ
از حكمهاى راست اگر چه بحسب ظاهر « و لا تتبع » خطاب بر پيغمبر است اما مراد حكام امت آن حضرتند زيرا كه آن حضرت بواسطهء عصمت تابع هوا نميشود كه محتاج نهى آن باشد .
لِكُلٍّ جَعَلْنا
براى هر گروهى گردانيديم و مقرر ساختيم
مِنْكُمْ
از شما اى امت موسى و عيسى و محمد
شِرْعَةً
شريعتى ، شرعه و شريعه راهى است كه به آن بر سر آب روند و چون دين راهى است كه بسبب آن بحيات ابدى ميرسند بنا برين مراد از « شرعه » شريعت و دين است
وَ مِنْهاجاً
و راه روشنى ، بعضى گفتهاند كه : مراد از « شرعه » أحكام ثابت بنص است و « منهاج » ثابت بحديث و در كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام