جماعت راز گويان نيز مىآيد بحقيقت يا مجاز ، چنانچه در قول خداى تعالى : «
إِذْ هُمْ نَجْوى
» واقع شده بنا برين در «
إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ
» حذف مضاف در كار نيست ، زيرا كه معنى چنين مىشود كه نيست خيرى بسيار از جماعت رازگويان مگر آن رازگويى كه امر كند در راز خود به صدقه دادن
أَوْ مَعْرُوفٍ
در حديث وارد شده كه « مراد از معروف قرض حسنه است » بنا برين معنى « او معروف » اينست كه يا امر به قرض حسنه دادن
أَوْ إِصْلاحٍ بَيْنَ النَّاسِ
يا امر كند باصلاح كردن ميان مردمان در دفع كدورات از دلهاى ايشان و الفت انداختن در قلوب ايشان و در كتاب خصال از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه اگر دربارهء صلح انداختن در ميان مردم دروغ گفتن ضرور شود بايد گفت كه آن مستحسن است و گناهى بر آن متفرع نميشود ، و در تفسير على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه درين آيه حق تعالى لازم كرده اظهار بشاشت را از براى برادر مؤمن تا بدين وسيله دل او را بدست آورد و از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه هم چنان چه حق تعالى زكات مال بر شما فرض كرده زكات جاه را نيز كه بر شما فرض گردانيده ، و زكات جاه اظهار خوشحالى و خوشخويى است بر همه مردمان .
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ
و هر كه بكند اين امورى را كه مذكور شد
ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
براى طلب خوشنودى خدا
فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ
پس زود باشد كه بدهيم او را
أَجْراً عَظِيماً
مزدى بزرگ .
وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ
و هر كه مخالفت كند با رسول خدا
مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى
از پس آنكه ظاهر شده باشد مر او را راه حق
وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ
و پيروى كند غير راه و دين مؤمنين را
نُوَلِّهِ
بگردانيم او را
ما تَوَلَّى
بسوى چيزى كه دوست ميدارد او را و نصرت از او ميخواهد مانند اصنام يعنى واگذاريم او را ميان او و ميان آنچه او اختيار كرده و سلب توفيق از او نمائيم
وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ
و در آريم او را بدوزخ
وَ ساءَتْ مَصِيراً
و بد باز گشتى است دوزخ ، باحتمال قريب ميسزد كه مراد از