تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
شما و دوست شماست
وَ كَفى بِاللَّهِ نَصِيراً
و بس است خداى تعالى حالكونى كه يارى دهندهء شماست بر دشمنان شما ، بنا برين بايد كه اعتماد بر او كنيد و از غير او مستغنى شويد . و بعد ازين در حق يهود ميفرمايد كه :
مِنَ الَّذِينَ
بعضى از كسانى كه
هادُوا
بدين يهود در آمده‌اند قومىاند كه
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ
تغيير ميدهند كلمات خدا و پيغمبر خدا را
عَنْ مَواضِعِهِ
از مكانهاى خود بر وفق آرزوهاى خود
وَ يَقُولُونَ
و ميگويند به زبان كه
سَمِعْنا
شنيديم قول ترا
وَ عَصَيْنا
و بدل ميگويند نافرمانى كرديم أمر ترا يا آنكه ايشان از روى عناد صريحا به پيغمبر ميگفتند كه شنيديم قول ترا و نافرمانى كرديم أمر ترا
وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ
و بشنو در حالتى كه تو غير شنونده باشى ، اين كلام رويى در مدح دارد و رويى در ذم ، وجه ذم اينكه قصد ايشان اين بود كه به جهت كرى يا موت گوش تو چيزى مشنود ، و وجه مدح اينكه بشنو قول ما را كه هرگز مبادا كه هيچ مكروهى شنوانيده شوى ، پس يهود اين وجه مدح را بطريق استهزا پردهء نفاق ميساختند و مقصود ايشان وجه ذم بود . و به همين قياس ميگفتند :
وَ راعِنا
كه اين كلمه نيز احتمال دو وجه دارد وجه مدح به اين معنى كه رعايت حال ما كن و وجه ذم آنكه « راعنا » كلمهء عبرانيست كه به آن يكديگر را دشنام ميدهند و ميگفتند اين كلمات را
لَيًّا
از روى بيچانيدن سخن
بِأَلْسِنَتِهِمْ
بزبانهاى خود به اين معنى كه كلام خود را صرف ميكردند به آنچه مشابه سب و دشنام بود
وَ طَعْناً فِي الدِّينِ
و از روى طعن كردن و قدح نمودن در دين اسلام .
وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا
و اگر ايشان گفتندى كه :
سَمِعْنا
شنيديم سخن ترا
وَ أَطَعْنا
و فرمان برديم امر ترا
وَ اسْمَعْ
و گفتندى كه بشنو سخن ما را بدون لفظ «
غَيْرَ مُسْمَعٍ
»
وَ انْظُرْنا
و ميگفتند : بعوض راعنا « و انظرنا » يعنى نگاه كن بعنايت در ما مخفى نماند كه «
وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا
» تا آخر به اين تقدير است كه « و لو ثبت قولهم هذا مكان ما قالوه »