كانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
هست به همه چيزى دانا از حسد حاسدان و از طالبان فضل ملك منان .
مرويست كه در جاهليت فرزند اجنبى را پسر خود ميخواندند و او را در ميراث دخل ميدادند حق تعالى نهى آن كرده فرموده :
وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا
و براى هر ميتى گردانيديم ما
مَوالِيَ
وارثانى كه ميراث ميگيرند
مِمَّا تَرَكَ
از آن چيزى كه گذاشته است آن ميت آن چيز را ، بنا برين ترجمه « مما ترك » بتقدير مما تركه متعلق است به « يرثونه » كه در كلام مقدر است ، و تقدير كلام چنين است كه « و لكل جعلنا موالى يرثونه مما ترك » چنانچه در ترجمه تصريح بر اين شده ، و مفعول « ترك » ضميريست مقدر راجع بماء موصوفه كه بمعنى شىء است و فاعل آن ضميريست مستتر راجع بكل ميت
الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ
خبر مبتداء محذوفست تا بيان موالى كند ، اى هم الوالدان و الاقربون ، يعنى آن وارثان پدر و مادر ميتند و خويشاوندان نزديكتر او به ترتيب مراتب قرب .
گويند كه : رسم جاهليت چنان بود كه دست بر دست يكديگر نهاده و عهد ميكردند و هر يك از متعاقدين ميگفت كه : دوست من دوست تست و دشمن من دشمن تو ، و تو از من ميراث برى و من از تو ، و تو عاقلهء من باشى و من عاقلهء تو به اين معنى كه ديت قتل خطاى يكديگر را بوارثان مقتول بدهيم ، و اين سخنان را مؤكد به قسم ميساختند و بواسطهء اين هر يك شش يك ميراث يكديگر ميگرفتند ، يكى از صحابه گفت : يا رسول اللَّه جمعى از ما هم عهد يكديگراند و بأخذ ميراث با يكديگر أيمان بستهاند حكم الهى درين معاقده چه چيز است ؟ اين آيه آمد كه :
وَ الَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمانُكُمْ
و آن كسانى كه عقد سوگند بستهاند دستهاى راست شما با ايشان ، كه در عرف شرع اين معاقده را ضمان جريره گويند
فَآتُوهُمْ
پس بدهيد بوالدين و اقربون و بآنانى كه عقد سوگند بستهايد
نَصِيبَهُمْ
بهرهء ايشان را از