تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
حضرت مندرجست ، بنا بر اين ضمير « لتبيننه » راجع بكتابى است كه مذكور شده
وَ لا تَكْتُمُونَهُ
و نپوشيد آن كتاب را در وقت حاجت
فَنَبَذُوهُ
پس بينداختند آن عهد را
وَراءَ ظُهُورِهِمْ
از پس پشت خود و التفات بر آن نكردند
وَ اشْتَرَوْا بِهِ
و خريدند يعنى اخذ كردند بدل آن عهد
ثَمَناً قَلِيلًا
متاع اندك از حطام و زخارف دنيا را و آن هدايا و تحفه‌ها بود كه عوام هر ساله بايشان ميدادند و ايشان از خوف آنكه مبادا اگر اظهار صفت پيغمبر نمايند عوام ايشان ايمان بپيغمبر آورند و ديگر آن هدايا بايشان نرسد كتمان نبوت و صفات جميلهء آن حضرت كردند
فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ
پس بد چيزيست كه اختيار كردند ايشان . و بعد ازين ذكر خصلتى ديگر اهل كتاب را بيان ميفرمايد كه :
لا تَحْسَبَنَّ
مپندار أى محمد
الَّذِينَ يَفْرَحُونَ
آنان را كه شادى مىكنند
بِما أَتَوْا
به آنچه گفتند كه : ما اولياء و احباء خدا و از اهل روزه و نمازيم ، با وجود آنكه از اهل شرك و نفاق بودند
وَ يُحِبُّونَ
و دوست ميدارند
أَنْ يُحْمَدُوا
اينكه ستايش كرده شوند
بِما لَمْ يَفْعَلُوا
به آنچه نكردند از نماز و روزه و غير آن از افعال نيكو ، كه ايشان دور باشند از عذاب و رستگار گردند ، يعنى گمان مكن ايشان را كه دور باشند از عذاب و نجات يابند ، هرگز اينچنين نخواهد بود ، بنا بر اين مفعول اول
« لا تَحْسَبَنَّ »
جملهء
« الَّذِينَ يَفْرَحُونَ »
است مفعول ثانى « لا تحسبن » محذوفست كه آن دورى از عذاب و رستگارى در دنيا و آخرت است ، و به جهت تاكيد ما سبق ميفرمايد كه
فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ
عن ابى جعفر عليه السّلام اى ببعيد من العذاب ، يعنى پس گمان مكن اى محمد ايشان را دور از عذاب و «
بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ
» كه مفعول ثانى « فلا تحسبنهم » است قرينهء حذف مفعول ثانى « و لا تحسبن » است در مجمع البيان و اكثر تفاسير مذكور است كه «
بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ
» مفعول ثانى « و لا تحسبن » است و قول او « فلا تحسبنهم » تاكيد آنست ، تقدير كلام چنين است كه « و لا تحسبن الذين يفرحون بما اتوا و يحبون ان يحمدوا بما لم يفعلوا بمفازة من