هر آينه باشد آن ايمان بهتر مر ايشان را در دنيا از قبول جزيه و ماندن بكفر . و اگر مراد از « خير » اصل خيريت باشد بدون ملاحظهء تفضيل ، معنى چنانست كه اگر اهل كتاب ايمان بيارند هر آينه آن خوب خواهد بود در دنيا و در آخرت براى ايشان
مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ
بعضى از ايشان اهل ايمانند مثل عبد اللَّه بن سلام و ياران او
وَ أَكْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ
و بيشتر ايشان بيرون رفتگانند از فرمان خدا و رسول او .
لَنْ يَضُرُّوكُمْ
هرگز ضرر نتوانند رسانيد يهود بشما اى اهل ايمان
إِلَّا أَذىً
مگر اندك رنجى مثل سرزنش و طعن در اسلام
وَ إِنْ يُقاتِلُوكُمْ
و اگر مقاتله كنند با شما
يُوَلُّوكُمُ الْأَدْبارَ
بر گردانند پشتها را بر شما و بهزيمت روند
ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ
و خبر مىدهم شما را كه اهل كتاب پس از هزيمت يارى كرده نشوند ، نه از حق و نه از خلق ، و در واقع چنين شد مثل حال بنى قريظه و بنى النضير و يهود خيبر ، بنا برين « ثم لا ينصرون » جزاء شرط نيست لهذا مجزوم نشده بلكه كلام مستأنف است ، و بعضى « ثم لا ينصروا » بجزم خواندهاند تا معطوف باشد بر « يولّوا » و جزاء ديگر شرط باشد .
ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ
زده شده يعنى لازم گشته بر يهود خوارى جزيه
أَيْنَ ما ثُقِفُوا
هر كجا كه يافت شوند
إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ
استثنا از اعم احوال است ، اى ضربت عليهم الذلة فى جميع الاحوال الا معتصمين بذمة اللَّه ، يعنى يهود در همهء حالات ذليل و خوارند مگر آنكه متمسك شوند بعهدى از خداى تعالى
وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ
و عهدى از مؤمنان كه مراد از آن قبول جزيه است ، و درين صورت فى الجمله از مذلت و خوارى خلاص شوند ، و در روايت آمده كه مراد از حبل من اللَّه كتاب خداست كه قرآنست و از حبل من الناس على بن ابى طالب عليه السّلام .
وَ باؤُ
و بازگشتند يهود
بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ
بخشمى از خدا
وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ
.
و زده شد و لازم گشت بر ايشان مسكنت كه جوع و درويشى است بعضى از ايشان در واقع ببليت فاقه گرفتارند و بعضى بواسطهء طلب تخفيف جزيه خود را