و به جهت ترغيب باحسان ميفرمايد كه :
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ
و آنچه نفقه ميدهيد مستحقين را از مال حلال
فَلِأَنْفُسِكُمْ
پس نفع آن كه ثواب اخرويست مر نفسهاى شما راست ، تفسير « خير » بمال حلال از اينجهت است كه مال حرام باعث نفع و ثواب اخروى نيست بلكه باعث عذاب و نكالست
وَ ما تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ
واو «
وَ ما تُنْفِقُونَ
» واو حالى است تا اين جمله حال باشد ، به اين تقدير كه « و ما تنفقوا من خير فلانفسكم غير منفقين الا لابتغاء وجه اللَّه » يعنى ثواب انفاق شما ثابت است مر نفسهاى شما را حالكونى كه انفاق كنندگان نباشيد شما مگر از براى رضاى خداى تعالى ، و بعضى نفى انفاق را در «
وَ ما تُنْفِقُونَ
» بمعنى نهى از انفاق دانستهاند ، يعنى بايد كه انفاق نكنيد مگر از براى رضاى خداى تعالى ، و مراد از وجه خداى تعالى رضا و خشنودى اوست چنانچه در ترجمه تصريح شد ، زيرا كه اثر خشنودى مردم در روى ايشان ظاهر ميگردد .
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ
و آنچه نفقه و احسان كنيد بمردم از مال حلال به تمام و كمال رسانيده شود بسوى شما ثواب آن ، بنا برين مفعول ما لم يسمّ فاعله « يوفّ » ضميرى است مستتر كه راجعست به « ما تنفقوا » بحذف مضاف ، أى يوف ثواب ما تنفقوا ، كلمهء « ما » درين آيت در سه جا واقع شده أول و ثالث « ما » شرطيه است و لهذا ما بعد خود را مجزوم گردانيده ، و در دوم « ما » نافيه است و يا نفى است بمعنى نهى
وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ
و شما ستم كرده نخواهيد شد در اعطاء ثواب ، بنا برين واو « و أنتم » واو عاطفه است ، و احتمال دارد كه واو حالى باشد يعنى حال آنكه شما ستم كرده نخواهيد شد .
و بعد از ذكر انفاق و ترغيب بر آن ذكر أفضل مستحقين مىكند و ميفرمايد كه :
لِلْفُقَراءِ
اى الصدقات للفقراء تا خبر مبتداء محذوف باشد ، يعنى صدقات شما مر محتاجان راست
الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
آن محتاجانى كه حبس كردهاند