سلطنت ميرسد ؟ احاديث درين باب مختلف به نظر رسيده چنانچه شطرى از آن در مقام خود مذكور خواهد شد .
على بن ابراهيم روايت كرده كه در آن زمان نبوت در ميان فرزندان لاوى بن يعقوب مقرر بود و سلطنت در ذريت يوسف ، و در تفاسير عامه مذكور است كه سلطنت از اولاد يهودا بود و طالوت از جملهء فرزندان بنيامين بود كه او برادر مادرى يوسف است نه از خانوادهء نبوت بود و نه از خانوادهء سلطنت .
بنا برين
قالُوا
گفتند بنى اسرائيل در جواب پيغمبر خود اشموئيل يعنى اسماعيل :
أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا
از كجا سزاوار بود مر طالوت را پادشاهى و حكمرانى بر ما
وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ
حال آنكه ما سزاوارتريم بسلطنت و پادشاهى از طالوت از روى وراثت و مكنت
وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ
و داده نشده او بسيارى از مال كه تا تواند به آن تجهيز لشكر كند .
قالَ
گفت اشموئيل :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ
بدرستى كه خداى تعالى برگزيد طالوت را با وجود فقر و بيچيزى بر شما تا بدانيد كه سلطنت بوراثت و كثرت مال تعلق ندارد
وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ
و افزونى داد او را به بسيارى در علم سياست و تدبير مملكت و حفظ عدالت
وَ الْجِسْمِ
و ديگر افزونى داد او را در جسم و از همه اجمل و اتمّ خلقة بود ، و در شجاعت و قوت قرين نداشت . و از اين آيت استدلال توان كرد كه اعلم و اشجع را تفضيل است بر غير او و تفضيل مفضول جايز نيست
وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ
و خداى تعالى مالك ملك است ، ميدهد ملك خود را بهر كس كه خواهد و مصلحت داند
وَ اللَّهُ واسِعٌ
أى واسع فضله ، يعنى خداى تعالى بسيار فضل و احسانست توسعه ميدهد فقير را تا آنكه بمرتبهء غنى و توانگرى مىرسد
عَلِيمٌ
داناست بر احوال كسى كه استحقاق سلطنت دارد .
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ
و گفت مر ايشان را پيغمبر ايشان بعد از آنكه از پيغمبر خود