تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
سلطنت در خانوادهء ديگر ، و حق تعالى اين دو امر جليل القدر را در يك خانواده جمع نكرده بود ، بنا بر اين بنى اسرائيل با وجود اسماعيل پيغمبر گفتند : «
ابْعَثْ لَنا مَلِكاً
» .
قالَ
گفت آن پيغمبر مر بنى اسرائيل را :
هَلْ عَسَيْتُمْ
آيا شايد از شما
إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ
اگر نوشته شود و فرض كرده شود بر شما جنگ كردن با جالوت
أَلَّا تُقاتِلُوا
اينكه جنگ نكنيد
قالُوا
گفتند ايشان در جواب پيغمبر كه :
وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و چيست ما را اينكه مقاتله نكنيم در راه خداى تعالى
وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا
حال آنكه بتحقيق بيرون كرده شده‌ايم ما از مساكن خود
وَ أَبْنائِنا
و از اولاد خود و اين امور موجب مقاتله است نه تكاهل در آن .
فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ
پس آن هنگام كه فرض كرده شد بر ايشان جنگ با جالوت
تَوَلَّوْا
برگشتند از جنگ و فرمان نبردند
إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ
مگر اندكى از ايشان . و فى كتاب معانى الاخبار عن ابى جعفر عليه السّلام « كان القليل ستين ألفا » يعنى آن قليل كه بر نگشتند شصت هزار كس بودند
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
و خداى تعالى داناست بر احوال و افعال آنان كه ستم كردند بر نفس خود از جهت تخلف از جهاد و اين تهديد است بر ايشان .
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ
و گفت مر اين بنى اسرائيل را پيغمبر ايشان
إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً
بدرستى كه خداى تعالى بتحقيق برانگيخت براى شما طالوت را پادشاه فرمانفرما . صاحب مجمع البيان گفته كه : اين آيه دلالت دارد بر اينكه اضافهء سلطنت به حق تعالى توان كرد ، به اين معنى كه حق تعالى نصب سلطان كند تا تدبير ملك نمايد و خلق را بانقياد خود بخواند ، پس جايز است كه خداى تعالى برانگيزاند پادشاهى را هر چند او در مرتبهء انبياء نباشد ، ليكن سخن در اينست كه آيا جايز است كه خداى تعالى نصب سلطان جائر كند آيا آنكه سلطان جائر بتدبير خود بمرتبهء