آواز آيد بشتابند يا گردن در كشندگان باشند و نظر كنندگان بآنجانب تا اجابة داعى خود كنند
يَقُولُ الْكافِرُونَ
گويند ناگرويدگان در آن روز
هذا يَوْمٌ عَسِرٌ
اين روزيست كه دشوار است و سخت بر ما و بعد از ذكر بعضى اهوال قيامة بيان احوال امم مكذبه مىكند بجهة تسليهء خاطر سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و ميفرمايد كه .
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ
تكذيب كردند پيش از قوم تو
قَوْمُ نُوحٍ
گروه نوح بعث قيامة را
فَكَذَّبُوا عَبْدَنا
پس بدروغ پنداشتند بنده ما را كه نوح بود اين تفصيل بعد از اجمالست و تكذيب نوح كردند تكذيبى در عقب تكذيبى يعنى هرگاه قرنى ميمردند قرنى ديگر كه در عقب ايشان ميبود اقتدا بآباى خود نموده بايذا و آزار او مشغول ميشدند يا آنكه قوم تكذيب نوح كردند بعد از آنكه تكذيب انبيا كرده بودند
وَ قالُوا مَجْنُونٌ
و گفتند او ديوانه است
وَ ازْدُجِرَ
و بازداشته شده از دعوة بانواع اذية يعنى هر وقتى كه نوح ايشانرا دعوة فرمودى او را ايذا كردندى و برجم تهديد نمودندى و بعد از آن چندان سنك بر وى زدندى كه بيهوش شدى و از دعوة باز ماندى و چون از ايمان آنها نااميد شده بيطاقة گشت .
فَدَعا رَبَّهُ
پس بخواند پروردگار خود را
أَنِّي مَغْلُوبٌ
به آنكه من مغلوب شدم يعنى قوم من بر من غالب شدند بقهر نه بحجت و من از مقاومة با ايشان بيطاقت شدم و عاجز گشتم
فَانْتَصِرْ
پس انتقام كش از ايشان و داد من از ايشان بستان از مجاهد نقل است كه نوح هر وقت كه دعوة قوم خود نمودى او را بگرفتندى و گلوى وى بفشردندى تا بيفتادى و بيهوش شدى و چون با خود آمدى گفتى بار خدايا از سر ايشان بگذر كه جاهلانند و نميدانند تا آنكه كار از حد درگذشت و طغيان ايشان متجاوز شد بر ايشان دعاى بد كرد رب لا تذر على الارض من الكافرين ديارا الى آخره حق تعالى دعاى او را اجابة كرد و ايشانرا بطوفان هلاك كرد كما قال جل ذكره .
فَفَتَحْنا
پس گشاديم براى عذاب ايشان
أَبْوابَ السَّماءِ
درهاى آسمان را
بِماءٍ مُنْهَمِرٍ
بآبى بغاية ريزان يعنى ريخته شدن آن در نهاية شدة و كثرت بود مرويست كه چهل شبانه روز على الدوام از آسمان آب ميريخت بطريق سيل و در اين مدت اصلا منقطع نشد .
وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ
و روان ساختيم زمين را
عُيُوناً
چشمها يعنى چشمههاى زمين را روان ساختيم
فَالْتَقَى الْماءُ
پس ملاقى شد آب آسمان به آب زمين
عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
بر حالى كه اندازه كرده شده بود يعنى بر قدرى كه حق تعالى در ازل تقدير آن كرده بود و مشيت آن تعلق به او گرفته بدون تفاوت يا بر حالى كه بر يكديگر تفاوت نداشته باشد .
وَ حَمَلْناهُ
و برداشتيم نوح را با هر كه ايمان