تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
كسى رسول خداى را خندان نديد و چون بخضوع و خشوع و مذلت فوز و نجات از عقبات و و عقوبات دوزخ حاصل ميشد از اينجهة عباد را امر مىكند بسجدهء عبودية كه مستلزم خشوع و مذلتست در درگاه حضرت معبودية و ربوبيت و ميفرمايد كه .
فَاسْجُدُوا لِلَّهِ
پس سجده كنيد مر خدايرا
وَ اعْبُدُوا
و بپرستيد او را نه آلهه باطل را از ابن عباس مرويست كه رسول بعد از تلاوة اين آيه در مسجد سجده كرد مؤمن و كافر بگريه درآمدند و جن و انس به سجده در افتادند و باجماع جميع فقها اين سجده فريضه است بر قارى و مستمع و مرويست كه اول سورهء كه فرود آمد و در او سجده بود اين سوره است و اين سجدهء دوازدهم است از سجدات قرآن .

سورة القمر

خمس و خمسون آية مكية ابى بن كعب از رسول خدا ( ص ) رواية كرده كه هر كه قراءة اين سوره نمايد غبّا يعنى روزى بخواند و روزى نخواند روز قيامت كه مبعوث شود روى او بر صورت قمر باشد در شب بدر و هر كه در شب بخواند افضل از همه كس باشد و روى او در قيامت روشن‌تر از رويهاى خلايق باشد يزيد بن خليفه از ابى عبد اللّه عليه السّلام روايتست كه هر كه اين سوره بخواند خداى تعالى او را در وقت خروج از قبر بر ناقهء از ناقهاى بهشت سوار كند و ببهشت عدن رساند و مخفى نيست كه چون حق تعالى ختم سورهء مذكوره كرد بذكر قيامة اين سوره را نيز به مثل آن افتتاح كرده بر اين وجه فرمود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ
آورده‌اند كه كفار قريش از حضرت رسالت ( ص ) طلب معجزه كردند آنحضرت ماه را به دو نيم كرد بر وجهى كه كوه حرا را در ميان هر دو شق قمر بديدند و در تبيان آورده كه از ابن عباس و ابن مسعود نقل است كه شق قمر دو بار در مكه واقع شده و بعد از آن حق تعالى اين آيه فرستاد كه نزديك شد ساعت قيامت
وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ
و شكافته شد ماه تسمية قيامة بساعة باعتبار آنست كه در امتداد يك ساعت قايم شود و انشقاق قمر از علامات آنست و در نقل صحيح آمده كه ابو جهل و يهودى ديگر شبى به حضرت رسالت رسيدند و آن شب چهاردهم ماه بود قمر بمرتبهء بدريه ابو جهل گفت اى محمد بر وفق دعوى خود آيتى بنما و الا سر ترا بشمشير بردارم حضرت فرمود كه چه ميخواهى ابو جهل آن يهودى را گفت چه چيز است كه فعل آن متعذر باشد و از تحت قدرت بشر بيرون و در چپ و راست خود مينگريست و در اين انديشه مىكرد يهودى ميگفت محمد ساحر است و آنچه از او اقتراح