تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
در وى افتاده و نابود كرده يا همچو كاهى كه دواب آن را خورده باشد و سرگين گردانيده بر هر تقدير اين كنايه است از استيصال ايشان و اين آيه اعظم آيات داله است بر كمال قدرت او سبحانه چه مرغان ضعيف را امر كرد كه سنگهاى گلين را كه مقدار عدسى بود بر سر ايشان زدند و همه را هلاك كردند چنان كه هيچكس از بوى گند نتوانست كه يكفرسخ راه به آن حوالى بگذرد حق تعالى سيل و باران بفرستاد و ايشانرا متفرق ساخت و آن گند ساكن شد .

سوره قريش

اربع آية مكية ابى بن كعب از پيغمبر خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه هر كه بخواند سوره لايلاف قريش حق تعالى بعدد هر كه طواف خانهء كعبه كند ده حسنه او را بدهد و روز قيامت بر مركبى از مراكب بهشت نشانند و ببهشتش برند
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
در بعضى تفاسير آمده كه قريش را براى تجارت دو سفر بود زمستان بيمن رفتندى و تابستان بشام و اهل يمن و شام و ساير مردمان ايشان را اهل حرم و ولايت بيت اللّه گفتندى و حرمت داشتندى و از غارت ايمن بودندى حق تعالى براى اثبات اين نعمت بر ايشان اين سوره فرستاده كه
لِإِيلافِ قُرَيْشٍ
براى الفت گرفتن قريش .
إِيلافِهِمْ
يعنى به جهت خوگر شدن ايشان
رِحْلَةَ الشِّتاءِ
به سفر زمستان
وَ الصَّيْفِ
و تابستان .
فَلْيَعْبُدُوا
پس بايد كه بپرستند
رَبَّ هذَا الْبَيْتِ
پروردگار و خداوند اين خانهء معظمه را كه تكريم و تعظيم ايشان بسبب آنست يعنى چون بنعمتى اين چنين مخصوص گشته‌اند پس بايد كه بپرستند خداوند اين خانهء بزرگ را نه غير او را .
الَّذِي أَطْعَمَهُمْ
آن خداوندى كه طعام داد ايشان را و بدين دو رحلت سير گردانيد
مِنْ جُوعٍ
از گرسنگى يعنى بعد از آنكه بسبب شدة فقر و فاقه گرسنه بودند و به جهت آن ارواث و عظام و جيف ميخوردند حق تعالى ايشان را بوسيلهء اين رحلت اموال بيشمار و ارزاق بسيار كرامت فرمود و ايشان را از آن گرسنگى برهانيد و متنعم گردانيد
وَ آمَنَهُمْ
و ايمن ساخت ايشانرا به جهت حرم محترم
مِنْ خَوْفٍ
از خوف و ترس عظيم آنها كه در حوالى مكه‌اند و در نواحى ساير بلاد يمن و شام كه يكديگر را ميكشند و غارت ميكردند يا از خوف اصحاب فيل و از امير المؤمنين على عليه السّلام مرويست كه مراد از آمنهم من خوف آنست كه حق تعالى ايشانرا ايمن گردانيد از خوف آنكه خلافت در ميان غير ايشان باشد و از حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقلست كه چون حق تعالى