توان ديد .
وَ أَلْقَتْ ما فِيها
و بيرون افكند آنچه در درون او از كنوز و امواتست
وَ تَخَلَّتْ
و تكلّف كند در خالى شدن يعنى هر جد و جهدى كه در اين باب آن را ممكن باشد بجاى آرد تا هيچ در باطن او نماند .
وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها
و فرمان برد زمين مر حكم خداى خود را در بيرون افكندن و خالى شدن از همه و
حُقَّتْ
و سزاوار گرديده مر حكم ربانى را چه مخلوق و آفريدهء اوست و عنان اختيار در قبضهء اقتدار او از سيد كائنات ( ص ) منقولست كه چون نشانهاى قيامة ظاهر گردد زمين آنچه در وى باشد بيرون اندازد از پارهاى جگر خود .
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ
اى آدمى مراد جنس است و خطاب راجع بهر يك از مكلفان از اولاد آدم
إِنَّكَ كادِحٌ
بدرستى كه تو كار كنندهء برنج و سعى تمام
إِلى رَبِّكَ
تا وقتى كه برسى بجزاى پروردگار خود
كَدْحاً
كار كردنى بجد و جهد بسيار كه اثر آن در نفس تو ظاهر گردد
فَمُلاقِيهِ
پس تو رسندهء به كار خود يا بآفريدگار خود مراد ملاقاتست بجزاى كردار نزد آفريدگار يعنى البته بپاداش خود رسى و از آن چارهء ندارى معنى آنست كه اى آدميان در عمل خير و شر مشقت ميكشيد تا آنكه بجزاى آن ميرسيد .
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ
پس اما آنان كه داده شود
كِتابَهُ
نوشته اعمال او را
بِيَمِينِهِ
بدست راست .
فَسَوْفَ يُحاسَبُ
پس زود باشد كه حساب كرده شود
حِساباً يَسِيراً
حسابى آسان كه اصلا مناقشه و مضايقهء در آن نباشد - از حضرت رسول ( ص ) مرويستكه حساب يسير آنست كه ذنوب بنده را به او نمايند و بعد از آن بقلم عفو آن را محو كنند .
وَ يَنْقَلِبُ
و بازگردد آنكه حساب او آسان باشد
إِلى أَهْلِهِ
بسوى كسان خود يعنى بعشيرهء خود از اهل ايمان يا بگروه مؤمنان يا بزنان خود از حور العين
مَسْرُوراً
شادمان و خوش حال شده بسبب آنچه يافته باشد از خيرات و كرامات و رفعت درجات خود - در حديث آمده كه هر كراسه خصلت باشد حق تعالى حساب او را به آن آسان گرداند و در بهشتش در آرد يكى آنست كه عطا كنى بكسيكه تو را محروم كرده باشد دوم آنكه بپيوندى بكسيكه از تو بريده باشد سوم آنكه عفو كنى و درگذرى از كسى كه بر تو ستم كرده باشد .
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ
و اما آنان كه داده شود
كِتابَهُ
نامه كردار او
وَراءَ ظَهْرِهِ
از پس پشت او بدست چپ و آنچنان بود كه دست راست او را بر گردن او بندند و دست چپ او را بر پس پشت او بيرون آرند و گويند اقرا كتابك او گويد من نامه را چگونه از پس پشت بخوانم پس گردن او را بازپس شكنند تا نامهء خود را ببيند تاريك و