تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
اندازد بعد از آن بادى در آنجهد و همه درياها را پر آتش گرداند و گويند مراد بخار جهنم است يعنى همه درياهاى جهنم را پر از ريم و چرك گردانند كه از ابدان دوزخيان سيلان كند از ابى بن كعب منقولست كه در وقت حدوث قيامت مردمان از آنغافل و بى خبر باشند و در بازارها بسودا و معامله مشغول كه ناگاه به‌بينند كه روشنائى آفتاب زايل شود و در اين حيران باشند كه آفتاب را چه رسيده و چه حادثه رخ نموده و ناگاه ستارگان از آسمان فرو ريزند و در اين انديشه باشند كه كوهها در روى زمين به حركت آيند و چون گرد بر هوا روند جنيان در آدميان گريزند و آدميان پناه بپريان برند و دواب و وحوش و طيور با يكديگر مختلط گردند و در اينحال جنيان گويند با آدميان كه ما برويم و اين معنى را استخبار كنيم پس بروند و درياها را ببينند كه آتش گشته ميدرخشند و شعله ميكشند و در اثناى آن همهء زمينها و آسمانها شكافته شوند و بادى پيدا شود و همه را هلاك كند و از ابن عباس مرويست كه اين شش علامت كه مذكور شد در دنيا حادث شود و شش ديگر در آخرت بوقوع آيد و آن اينست كه .
وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ
و آنگاه كه نفسها جفت گردانيده شوند يعنى هر كس را با مثل خود برانگيزند صالح را با صالح و طالح را با طالح يا هر كس را با عمل خود جمع كنند يا همه را به شكل خود مقارنه دهند كفار و عصات را به شكل اهل دوزخ و اهل ايمان و طاعت را به شكل اهل بهشت .
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ
و آنگاه كه دختر زنده در گور پرسيده شود يعنى از او سؤال كنند .
بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ
بكدام گناه كشته شده است و فايدهء اين سؤال از موؤدة توبيخ و تبكيت و ايذا باشد و لزوم حجت بر او يعنى غرض از اين تهديد و سرزنش باشد پدرانى را كه دختران را زنده در گور كرده باشند و اين از رسوم جاهلية بود مرويست كه چون كسى نخواستى كه دختر را بكشد از براى وى پيرهن پشمين بدوختى و در او پوشانيدى و بشبانى فرستادى و اگر خواستى بكشد مدت شش ماه او را نيكو داشتى پس مادرش را گفتى كه آن را مطيب ساز كه بخانهء شوهرش ميبرم و در صحرا گوى بكندى و او را بر كنار آنگوى بردى و با وى گفتى كه در اينجاى نگاه كن چون نگاه كردى دست بر وى زدى و او را در آنجا انداختى و پر از خاك كردى - قيس بن عاصم روزى بنزد رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت من در زمان جاهليت نه دختر را زنده بگور كردم عذر آن را چگونه خواهم فرمود از هر كشته بنده آزاد كن گفت مرا بندهء نيست گفت از براى هر كدام اشترى فديه بده آن نه شتر را فدا داد .
وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ
و آنگاه كه نامهاى اعمال بندگان كه در هم پيچيده باشد گشاده گردانيده شود نزد حساب تا اعمال او بر او ظاهر شود و از قتاده مرويست كه اى فرزند آدم صحيفهء تو در هم پيچيده شود بر عمل تو و بعد از آن در روز قيامت آن را