تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
پس برويانيديم در زمين دانه را كه قوة توان كرد چون جو و گندم و امثال آن .
وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَيْتُوناً
و درخت انگور و رطب و درخت زيتون .
وَ نَخْلًا وَ حَدائِقَ غُلْباً
و خرما بنان و باغهاى مشتمل بر درختان تناور و سطبر و بسيار انبوه .
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
و ميوهاى تر و چراگاه يا ميوهاى خشك كه براى زمستان مقرر است اما نزد معظم مفسران بمعنى چراگاه است و اين امور مذكوره را ايجاد كرديم .
مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ
از جهت برخوردارى مر شما را و به جهت تمتع چهارپايان شما چه اشياى مذكوره بعضى طعام است و بعضى علف و بعد از تعداد نعم دنيويه در احوال قيامت ميفرمايد كه .
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ
پس چون بيايد آواز كننده يعنى صيحهء كه بجهة فرط شدت صوت هر كه بشنود كر گردد مراد نفخهء ثانيه است .
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
روز كه بگريزد مرد از برادر خود با وجود مهربانى و انس .
وَ أُمِّهِ
و از مادر خود با كثرت حقوق كه مادر را بر او بوده و مرحمت و شفقت كه از او صادر شده
وَ أَبِيهِ
و از پدر خود با وجود شفقت و عاطفت كه از او ديده .
وَ صاحِبَتِهِ
و از زن خود با آنكه مونس روزگار او بوده
وَ بَنِيهِ
و از فرزندان خود با وجود استظهار ايشان به او و فرار او از اقربا به جهت اشتغال او باشد به كار خود و اضطرار او باحوال خود و گويند مراد مؤمنى باشد كه از اقرباى كافر خود بگريزد .
لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ
مر هر مردى را از اهل قيامت در آن روز كاريست كه مشغول دارد به آن بسبب گرفتارى وى به آن به شغل ايشان نپردازد - و اعطاى بن يسار از سوده زوجهء حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه آنحضرت فرمود كه روز قيامت خلايق را حشر كنند تن برهنه و ختنه ناكرده و عرق به طريق لجام در دهن ايشان درآمده و به گوش ايشان رسيده باشد سوده گفت آيا چه رسوائى باشد كه در آن روز همه عورة يكديگر را به بينند فرمود مردمان بجهة بسيارى گرفتارى به كار و بار خود به ديگرى نه‌پردازند .
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ
رويها باشد در آن روز روشن و درخشان و خندان و فرحناك و شادان بجهة نجات از نيران و به وصول روضهء رضوان و نگريستن در رياض جنان و حور و غلمان مراد بوجوه اصحاب وجوه‌اند .
وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ
و رويها باشد در آن روز بر آن غبار و تيرگى نشسته .
تَرْهَقُها قَتَرَةٌ
فرو گيرد آن را تاريكى و سياهى نزد معاينه آتش دوزخ و انواع عذاب آن .