تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
كُنْتُ تُراباً
بودمى خاك يعنى هرگز آفريده نشدمى در دنيا يا امروز خاك بودمى و مرا زنده نكردندى تا اين روز را نديدمى و از عبد اللّه بن عمر مروى است كه روز قيامة ساير حيوانات را از وحوش و طيور و هوام و ذواب و سباع حشر كنند به جهة اقتصاص كه داد گوسفند بىشاخ از شاخ دار بستانند و بعد از آن ايشان را خاك گردانند كافر چون حال ايشان را به بيند گويد يا ليتنى كنت ترابا كاش من نيز چون حيوانات خاك گشتمى و در بعضى تقاسير مذكور است كه چون وحوش و بهايم حال كافران به بينند گويند شكر مر خدايرا كه ما را از آدمى نيافريد تا اگرچه اميد بهشت نداريم غم دوزخ نميخوريم و از مقاتل منقولست كه خداى تعالى جميع و حوش و هوام و طيور را جمع كند و ايشانرا گويد پروردگار شما كيست گويند الرحمن الرحيم خداى بسيار بخشندهء بسيار مهربان پس او سبحانه بعد از اقتصاص ايشانرا گويد كه ما شما را آفريده بوديم و رام گردانده براى بنى آدم و شما در زمان حياة اطاعة آنها كرديد پس خاك شويد همچنانكه در اول خاك بوديد ايشان خاك گردند و چون كافر نگاه كند كه بعضى حيوانات خاك شدند گويد ايكاش من در دنيا به صورت خوك مىبودم و امروز كه روز قيامة است خاك ميبودم و در بعضى رواية آمده كه معنى آيه آنست كه جاحد ولاية امير المومنين عليه السّلام در آن روز تمنا كند كه ايكاش كه من از شيعهء ابو تراب بودمى تا كرامة و مزيت و مرتبت و درجه كه ايشان دارند من نيز داشتمى .

سورة النازعات

خمس و اربعون آية مكية ابى بن كعب از رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هر كه سورة و النازعات بخواند او را حساب نباشد در قيمة و ابن عباس از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رواية كرده كه هر كه اين سوره را بخواند ثواب او چندان باشد كه از اول عمر تا به آخر عمر به نماز فريضه مشغول بوده و هر سال حجى و عمرهء گذارده و از ابو عبد اللّه عليه السّلام روايت است كه هر كه اين سوره بخواند سيراب در بهشت داخل شود
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ النَّازِعاتِ
سوگند بكنندگان
غَرْقاً
از روى شدت و قوة يعنى بملائكه موت كه نزع كنندگانند جانهاى كافرانرا و آن بيرون آوردن جانهاى ايشانست از اقصاى ابدان بخشم و قهر تمام تا آنكه چون همهء آن را به حلق آرند بازگذارند تا باز بجاى خود رود پس بار ديگر نزع آن كنند و از مقاتل نقل است كه ملك الموت و اعوان او جان كافرانرا از اصول ابدان بردارند بمقودى كه آن را شاخها باشد هر شاخى از آن به پارهء از جان ايشان درآويزد