آمدن قيامت و آنچه متعلق است به آن از ثواب و عقاب
لَواقِعٌ
هر آينه بوقوع آينده است و ظاهر شونده آنگه بيان علامات وقوع ميفرمايد .
فَإِذَا النُّجُومُ
پس آنگاه كه ستارگان
طُمِسَتْ
محو و زايل كرده شوند از اماكن خود يا نور ايشان از آنها نزع نموده شود پس بىنور منتشر گردند .
وَ إِذَا السَّماءُ
و آنگاه كه آسمان
فُرِجَتْ
شكافته شود و راهها و شكافها درو پيدا شود .
وَ إِذَا الْجِبالُ
و آنگاه كه كوهها
نُسِفَتْ
پراكنده شوند از مواضع خود مانند اينستكه
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا
وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا
يا بسرعت تمام ربوده و زايل گردانيده شوند از مكان خود كه هيچ اثر از آن در زمين نماند و مانند غبار بر هوا روند .
وَ إِذَا الرُّسُلُ
و آنگاه كه پيغمبران
أُقِّتَتْ
تعيين كرده شوند براى ايشان ميقاتى كه حاضر شوند در آن براى گواهى دادن پس ندا كرده شوند .
لِأَيِّ يَوْمٍ
براى كدام روز
أُجِّلَتْ
واپس داشته بود اين چيزها يعنى طمس نجوم و شق سما و قلع جبال و تعيين وقت رسل اين سؤال تعظيم و تفخيم آن روز باشد و تعجب از هول آن پس جواب گويد .
لِيَوْمِ الْفَصْلِ
براى روز جدا كردن كه امروز است كه در آن روز مؤمن را از كافر و مطيع را از عاصى جدا گردانند در مكافات يا روز حكم كردن ميان خلقان .
وَ ما أَدْراكَ
و چه چيز دانا گردانيد ترا يعنى تو چه دانى كه
ما يَوْمُ الْفَصْلِ
چيست روز فصل و چگونه بكنه او رسى .
وَيْلٌ
ويل كلمهء عذابست
يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
در آن روز مر تكذيب كنندگانراست بروز فصل بعد از آن در تهديد كفار ميفرمايد .
أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ
آيا هلاك نكرديم پيشينيان را چون قوم نوح و عاد و ثمود كه تكذيب انبيا كردند .
ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ
پس ما از پى ايشان درآريم به هلاكت
الْآخِرِينَ
پسينيان را كه نظراى ايشانند چون كفار مكه و آن قتل بدر بود و غلا و قحطى و غير آن .
كَذلِكَ
مثل اين فعل شنيع
نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ
ميكنيم به همه گناهكاران مراد كفارند .
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ
مكروهى بزرگ در آن روز مر تكذيب كنندگان را بآيات خدا و انبيا اين تكرير نيست زيرا كه اول تكذيب است بآيات خدا يا ويل اول عذاب آخرتست و ثانى اهلاك در دنيا بعد از آن بر سبيل منت و تذكر ميفرمايد كه .
أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ
آيا نيافريديم شما را
مِنْ ماءٍ مَهِينٍ
از آبى خوار و بىمقدار .
فَجَعَلْناهُ
پس گردانيديم آن آب را و نگاه داشتيم
فِي قَرارٍ مَكِينٍ
در قرارگاه استوار كه رحم است .