آن چنان كه پيش از آن ميآورديم آية دالست بر آنكه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مبعوثست بر همه جن و انس .
وَ أَنَّهُ تَعالى جَدُّ رَبِّنا
و بدرستى كه بلند و برتر است عظمة و جلالت پروردگار ما از مجالست مخلوقات در ذات و صفات
مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً
فرا نگرفت هيچ زنى همچنانكه بعضى از بنى مسيح ميگويند و نه فرزندى را چنانچه يهود و نصارى بدان اعتقاد دارند .
وَ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ سَفِيهُنا عَلَى اللَّهِ شَطَطاً
و بدرستى كه هست كه ميگويد جاهل و نادان ما گروه ابليس و يا مردهء جن بر خداى سخن دور و متجاوز از حد كه آن نسبت صاحبت و ولد است بوى .
وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ
و بدرستيكه ما پنداشتيم آنكه نگويند آدميان و جنيان
عَلَى اللَّهِ كَذِباً
بر خداى دروغى لا جرم هر چه سفيه ما ميگفت باور ميكرديم و چون قرآن شنيديم دانستيم كه وى دروغ بر خداى بسته پس از آن برگشتيم و مؤمن شديم .
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ
و آنكه بودند مردانى از آدميان كه در بعضى مواضع پناه گرفتندى بمردان از جنيان و آنچنان بود كه چون كسى به بيابان هولناك رسيدى گفتى پناه ميگيرم به سيد اين وادى از شر ستمهاى قوم او و اعتقاد او آن بود كه به اين استعاذه سالم ماند
فَزادُوهُمْ رَهَقاً
پس بيفزودند آدميان مر جنيانرا بسبب اين استعاذه سركشى و جهل چه ايشان بسبب اين گفتند كه بزرگى ما بمرتبه ايست كه آدميان پناه بما ميجويند و ما نگهبان و حامى و سيد ايشانيم و بدرستى كه آدميان يعنى كفار ايشان گمان بردند همچنانكه شما گمان بردهايد اى جنيان .
أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَداً
آنكه هرگز بر نهانگيزد خداى از مردگان براى حساب و جزا يا آنكه بعث نكند خداى بعد از موسى و عيسى رسولى را .
وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ
و بدرستى كه ما قصد نموديم و طلب رسيدن كرديم به آسمان براى استراق سمع
فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً
پس بازيافتيم آسمانرا پر كرده از پاسبانان توانا يعنى فرشتگان كه براى منع مقرر شدهاند و از ستارگان درخشنده آتش فشان .
وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ
و بدرستى كه بوديم كه مىنشستيم از آسمان در نشستن گاه براى شنيدن اخبار آسمان كه خالى بود از حرس
فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ
پس هر كه از جن طلب شنيدن مىكند اكنون
شِهاباً
مىيابد براى خود ستارهء روشن آتش بار
رَصَداً
نگاه