تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
ميرسد
وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً
و گردانيد آفتاب را چراغ اهل زمين كه ظلمت را از حوالى خود زايل ميسازد و تيرگى شب را از عرصهء زمين محو ميگرداند .
وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتاً
و خداى برويانيد يعنى نهال وجود پدر شما كه آدم است از زمين پس برست آدم از خاك رستنى و هرگاه پدر از خاك باشد همه اولاد نيز در اصل از خاك مخلوق خواهند بود .
ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها
پس باز برد شما را در زمين يعنى بعد از موت بقبر درآرد
وَ يُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً
و بيرون آرد شما را از قبر در روز حشر بيرون آوردنى از براى حساب و جزا .
وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِساطاً
و خداى گردانيد براى شما زمين را مانند فرش گسترده كه آرام در او توان گرفت .
لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً
تا ميرويد از آن زمين براههاى گشاده و قوم نوح با وجود بيان اين نعم عظيمه متأمل نشدند و رؤساى ايشان اتباع خود را پيشتر اضلال كردند تا بدتر و جفاكارتر گشتند .
قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي
گفت نوح بعد از مشاهدهء اينحال اى پروردگار من بدرستى كه ايشان يعنى همهء امت من عاصى شدند و نافرمانى كردند امر و نهى و نصيحت مرا نشنودند
وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَساراً
و پيروى كردند آن را كه زياده نكرد او را مال او و فرزندان او مگر زيان كارى و گمراهى يعنى فرمان من نبردند و متابعت كردند مهتران خود را كه مغرور بودند بمال و فرزند كه سبب زيادتى خسارت ايشان شد در آخرت .
وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبَّاراً
و پيروى كسانى كردند كه مكر كردند مكرى بغاية بزرك و بر ايذا و آزار من تحريص كردند و بسنك جفا اعضاى مرا شكسته و مجروح ساختند و چون هر يك از ايشان پير شدى كودك خود را برداشته نوح را بوى نمودى و گفتى من بمرك نزديك شده‌ام بعد از من گرد اين مرد نگردى كه ديوانه و ساحر است حاصل كه اتباع خود را از صحبت حضرت منع كردند و بر دين آباى خود راسخ ساختند .
وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ
و گفتند دست بازنداريد از عبادت خدايان خود و چون بعضى بتان ايشان اعظم و مهين‌تر اصنام بودند نزد ايشان ازين جهت تخصيص بذكر ايشان كرده بعد از تعميم گفتند كه
وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا
و مگذاريد آن بت و درا و آن بتى بود كه بر صورة مردى ساخته بودند
وَ لا سُواعاً
و بت سواع را كه بر صورة زنى بود
وَ لا يَغُوثَ
و نه يغوث را كه بر صورة شيرى بود
وَ يَعُوقَ
و نه يعوق را كه بر شكل اسبى بود
وَ نَسْراً
و نه نسر را كه بر صورة كركسى