نگرويدهاند بوحدانيت خدا
وَ قِيلَ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ
و گفته شود يعنى مؤمنان بايشان گويند كه اين آنست كه بوديد پيوسته به آن طلب ميكرديد و تعجيل وقوع آن ميكرديد آوردهاند كه هميشه كفار تمناى موت حضرت و اصحاب او ميكردند حق تعالى آنحضرترا خطاب كرد كه .
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ
بگو اى محمد آيا مىبينيد يعنى تامل مينماييد در اينكه
إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَ مَنْ مَعِيَ
اگر خواهد هلاك كند مرا خداى و آنانرا كه بامنند از مؤمنان
أَوْ رَحِمَنا
يا ببخشد بر ما و اجل ما را در تاخير افكند
فَمَنْ يُجِيرُ الْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
پس كيست آنكه او زنهار دهد كافرانرا از عذاب دردناك يعنى مرك ما شما را سود ندارد و حياة ما منع عذاب از شما نميكند چه نجاة دهنده شما از عذاب الهى جز ايمان و توحيد نيست .
قُلْ
بگو ايمحمد به اين كفار از روى توبيخ كه
هُوَ الرَّحْمنُ آمَنَّا بِهِ
آنكه من شما را بسوى او دعوة ميكنم بزرك بخشش است كه نعيم او بجميع خلايق رسيده گرويدهايم به او بجهة آنكه علم بوحدانيت و ربوبيت او داريم
وَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْنا
و بر او نه بر غير او توكل كردهايم و اعتماد نموده همه كار خود را به او گذاشتهايم
فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
پس زود باشد كه بدانيد يعنى بعد از مشاهدهء عذاب معلوم كنيد كه كيست از ما و شما آنكه او در گمراهى هويداست .
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ
بگو ايمحمد بايشان كه آيا چه مىبينيد در اينكه
إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً
اگر بگردد آب شما يعنى آب چاه زمزم و آب بئر ميمون حضرمى كه هر دو مشرب شمااند فرو رفته به زمين چنان كه دلو و دست به آن نرسد
فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ
پس كيست آنكه بيارد براى شما آبى ظاهر چنان كه همه كس بيند نزد بعضى مراد مطلق آبست و در آثار آمده كه بعد از تلاوة اين آيه گفت اللّه رب العالمين و در بعضى تفاسير مذكور است كه زنديقى شنيد كه معلمى شاگرد خود را تلقين ميكرد فمن ياتيكم بماء معين او جواب داد كه بتبر و تيشه آب را باز آرند شب نابينا شد هاتفى آواز داد كه اينك چشمه چشم تو غايب شده بگو تا بتبر و تيشه باز آرند و گويند كه اينكس محمد بن زكرياى طبيب بود .