تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
آن بودن خداى جمع نكند پراكندگى آن را و بركت نكناد در امر او و هر كه ترك جماعت كند سه جمعه بدون علتى و مانعى پس او منافق است و بهترين روزى كه آفتاب طلوع مىكند روز جمعه است و درين روز خداى تعالى آدم را آفريد و هم درين روز قيامت قايم كرد و اين روز نزد خداى تعالى يوم المزيد است و در آن ساعتى است كه هيچ مؤمن دعا نكند مگر كه مستجاب مىشود و آن وقتى استكه امام از خطبه خواندن فارغ شود و مؤذن اقامت گويد و بروايتى آخر روز است به نيم ساعت تا بغروب و گفته‌اند در آن ساعة كه يك نيمه آفتاب فرو رفته باشد و يك نيمه باقى باشد و عمران بن حصين رواية كرده كه هر كه غسل روز جمعه كند گناه او مكفر شود و در روايتى آمده كه حق تعالى در روز جمعه شش صد هزار بنده از آتش دوزخ آزاد مىكند و هر كه در روز جمعه بميرد اجر شهيدان يابد و از فتنه قبر ايمن باشد و روز جمعه حق تعالى بفرمايد تا منبرى بر در بيت المعمور بنهند و فرشتگان گرد وى حاضر آيند جبرئيل بانك نماز بگويد و ميكائيل امامت كند و فرشتگان در عقب وى نماز بگذارند و چون فارغ شوند جبرئيل گويد ثواب اين اذان بامت محمد بخشيدم حق تعالى گويد شما را گواه گرفتم كه گناه امت محمد را بخشيدم و بعد از نماز رخصت بندگان داد بكسب ارزاق در معاملات بقوله .
فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ
پس چون گذارده شود نماز جمعه پس پراكنده شويد در زمين براى تجارة و تصرف در ما يحتاج خود اين امر بر سيل اباحت است يعنى بعد از نماز اگر خواهيد در پى مهمات خود رويد
وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ
و بجوييد از فضل خداى يعنى طلب روزى خود كنيد بوسيلهء معاملات
وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً
و ياد كنيد خدايرا بر احسان او و شكر نماييد بر نعمة او ياد كردنى بسيار يعنى در جميع احوال بذكر او اشتغال نماييد نه همين در وقت نماز
لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
شايد كه رستگار شويد چه اقدام بصلاة جمعه و طلب روزى از او و اكثر اوقات بذكر او مشغول شدن موجب جمعيت خاطر ظاهر و باطن و سبب نجاة دنيا و آخرة است و از حضرت رسول منقولست كه هر كه باخلاص ذكر خدا كند در بازار و وقتى كه مردمان غافل باشند و مشغول بيع و شرى حق تعالى هزار حسنه براى او بنويسد آورده‌اند كه روزى حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطبه ميخواند ناگاه كاروان دحيه كلبى از شام رسيد با روغن زيت بسيار و در آن وقت در مدينه تنگى بود حضار مجلس بجهة بيع طعام بر يكديگر سبقت گرفتند و از مسجد بيرون دويدند به غير از هشت كس از ايشان كسى نماند حضرت فرمود به حق آنكس كه نفس محمد بيد قدرت اوست كه اگر همه بيرون ميرفتيد از اين وادى آتشى بسوى شما روان ميگشت و شما را ميسوخت مقارن اينحال اين آيه نازلشد .
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً
و هر گاه ببينند كاروانى تاجر يا لهو و لعبى كه دست بر هم كوفتن و طبل زدنست