تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
گفت به خدا كه اگر نامه ندهى گردنت بزنم زن بترسيد گفت روى بگردان تا نامه به تو دهم سر بگشود و نامه را به حضرت داد حضرت آن نامه را نزد رسول خداى آورد پس رسول بر منبر رفت و خطبه خواند و گفت يكى از شما نامه باهل مكه نوشته تا ايشانرا از قضيه ما آگاه كند اگر برخيزد و به آن معترف شود فهو المراد و الا او را رسوا كنم دو نوبة فرمود و كسى جواب نداد نوبة سيم حاطب برخاست و گفت يا رسول اللّه منم صاحب نامه و خداى داناست كه بعد از اسلام نفاق نورزيده‌ام مرا در آنجا قبيله و عشيره هست خواستم ملاحظه آن كرده رعاية من كنيد پيغمبر فرمود تا او را از مسجد بيرون كنند مردمان او را ميزدند و مىانداختند و او باز پس مينگريست و در رسول خدا نگاه ميكرد تا شايد كه بر وى رحم كند چون بدر مسجد رسيد رسول فرمود تا او را بازگردانيدند پس حضرت او را توبه داد حق تعالى اين آيه فرستاد كه اى مؤمنان كسانى كه فى نفس الامر عدو خدا و عدو شمااند ايشانرا دوست مگيريد و با ايشان مودت مورزيد
تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ
القاء ميكنيد و ميفرستيد بسوى ايشان دوستى را بسبب مكاتبه
وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ
و بتحقيق كه كافرند و تصديق نكرده‌اند به آنچه آمد بشما از سخن درست و راست كه قرآنست و متابعه سيد انام
يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ
بيرون ميكنند رسول را از مكه
وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ
و شما را نيز بيرون ميكنند بسبب آنكه ميگرويد بخداى كه پروردگار شماست پس ايشانرا دوست مگيريد
إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي
اگر هستيد شما كه بيرون آمده‌ايد از وطنهاى خود به جهت قتال و جهاد در راه من
وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي
و براى طلب خشنودى من
تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ
به پنهانى ميفرستيد بسوى ايشان دوستى را بسبب كتابة
وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ
و من داناترم به آنچه پنهان ميكنيد از مودة اعدا و آنچه ظاهر ميسازيد از اعتذار و رسول خود را از آن مطلع ميگردانيم
وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ
و هر كه بكند اين كار را كه القاى خبر است بايشان از شما
فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ
پس بدرستيكه گم كرده راه راست و خطا نموده طريق ثواب را .
إِنْ يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا لَكُمْ أَعْداءً
اگر بيابند شما را كفار مكه و بر شما قادر گردند و ظفر يابند باشند مر شما را دشمنان يعنى القاء محبت فايده ندهد
وَ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ
و منبسط سازند و بگشايند بسوى شما دستهاى خود را
وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ