تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
عذاب خداى هيچ چيزيرا بلكه همين قدرة استغفار دارم پس چون خليل و اصحاب از قوم خود برا كردند روى نياز بدرگاه جليل آورده گفتند
رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا
اى پروردگار ما بر تو توكل كرديم و اعتماد نموديم يعنى از خلق بريديم و به تو پيوستيم
وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
بسوى تو بازگشتيم و بسوى حكم تست بازگشت همه در آخرة نزد بعضى اين دعا قول ابراهيم است بلكه حق تعالى مؤمنان اين امت را بعد از نهى ايشان از موالات كفار امر ميفرمايد كه چون قطع علاقه مودت با دشمنان دين كرديد بگوييد كه اى آفريدگار ما ما از ايشان بريديم و بلطف و كرم تو بپيوستيم و از اين قبيلست .
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا
اى پروردگار ما مگردان ما ابليه و آزمايشى براى آنان كه نگرويدند يعنى ايشانرا بر ما مسلط مگردان و بدست ايشان ما را معذب مكن تا در حق ما نگويند كه اگر ايشان بر حق ميبودند بدست ما گرفتار نميشدند يا نگاه دار ما را از موالات ايشان
وَ اغْفِرْ لَنا
و بيامرز ما را
رَبَّنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
اى آفريدگار ما از آنچه تقصير كرديم در راه تو بدرستى كه تو غالبى در حكم پس شرّ ايشان را از ما دفع كن پس به جهت تاكيد قول مذكور تكرار آن مىكند كه .
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِيهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
بدرستى كه هست مر شما را اى اهل اسلام در ابراهيم و قوم او خصلتى نيكو كه به آن اقتدا كنيد و اين اقتدا ثابتست
لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ
مر كسى را كه باشد اميدوار رضاى خدايرا و پاداش روز قيامت را
وَ مَنْ يَتَوَلَّ
و هر كه روى بگرداند ازين اقتدا و دوستى كند با اعدا
فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ
پس بدرستى كه خدا بينياز است از وى و نصرت كردن وى مر دين او را چه خود ناصر دين خود است و احتياج به غير ندارد
الْحَمِيدُ
ستوده در جميع افعال مرويست كه بعد از نزول اين آيات مؤمنان بيخ مودت آباء و ابناء و اقربا كه در مكه داشتند از دل خود بركندند و چون حق تعالى ثبات وجد ايشان را در ترك موالات اقربا بديد بر ايشان رحم فرموده وعده مودت ايشان داد بقوله .
عَسَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الَّذِينَ عادَيْتُمْ
شايد يعنى اميد هست آنكه خداى پيدا كند ميان شما و ميان آنكه دشمن داشتيد
مِنْهُمْ مَوَدَّةً
از كفار مكه كه خويشان شمااند دوستى و يارى و آنچنان بود كه ابو سفيان و سهيل بن عمرو و غير ايشان از صناديد قريش كه دشمنان بودند اسلام آوردند و كسان ايشان را با ايشان محبتى تمام پيدا شد و چون ام حبيبه كه دختر