تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
هاى مؤمنان كه ميان هر درجهء پانصد ساله راه باشد و از ابى ذر نقل است كه حاضر شدن در مجلس عالم افضل است از هزار ركعت نماز گذاردن و نيز از ابن عباس مرويست كه سليمان بن داود را مخير ساختند ميان علم و ملك وى اختيار علم كرد ببركة علم مال و ملك به او ارزانى داشتند و ابو امامهء باهلى از آنحضرت نقل كرده كه صلوات ميفرستند ملائكه و جميع اهل آسمان و زمين بر كسى كه مردمانرا تعليم ميدهد بامور شرعيه و از امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه علم بهتر است از مال زيرا كه علم نگهبان تست و تو نگهبان مالى و اين دو بيت از او منقولست رضينا قسمة الجبار فينا لنا علم و للاعداء مال فان المال يفنى عنقريب و ان العلم باق لا يزال در فضيلت علم اينقدر كافيست كه حق تعالى خطاب بحبيب خود كرد كه قل رب زدنى علما و از كلام بعضى حكما آنست كه چه چيز را دريابد آنكس كه علم از او فوت شود و چه چيز فوت كند آنكس كه علم را دريابد
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ
و خداى به آنچه شما ميكنيد از افعال و اقوال
خَبِيرٌ
داناست پس همه را بر وفق عمل جزا خواهد داد از ابن عباس منقول است كه مردمان بسيار نزد سيد مختار تردد مىكردند و سخنهاى كه موجب ملال آنحضرت ميشد در مجلس ميگفتند و به جهت كثرت ايشان جاى فقراى صحابه در مجلس نميبود و ازين حيثيت نيز آنحضرت كراهتى داشتى و اظهار آن نكردى حق تعالى خواست كه پيغمبر خود را ازين مشقت و ملال برهاند اين آيه آمد كه .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آنكسانيكه ايمان آورده‌ايد
إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ
هرگاه كه خواهيد كه راز گوييد با رسول خداى
فَقَدِّمُوا
پس پيش داريد
بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ
نزد ارادهء راز گفتن خود
صَدَقَةً
صدقه دادن به مستحقان
ذلِكَ
اين صدقه دادن قبل از نجوى
خَيْرٌ لَكُمْ
بهتر است شما را در دين
وَ أَطْهَرُ
و پاكيزه‌تر براى آنكه از گناه پاك شويد على بن علقمه از امير المؤمنين صلوات اللّه عليه روايت كرده كه چون اين آية نازلشد و حضرت بر اصحاب خواند همهء مردم از نزد وى پراكنده شدند و اين ازدحام بخلوت مبدل شد و رسول مرا طلبيد و فرمود كه چه مصلحت ميبينى كه تعيين نمايم كه هر يك از مردمان يك دينار صدقه نمايند گفتم يا رسول اللّه طاقت اين ندارند فرمود كه پس چه بدهند گفتم حبهء يا شعيرهء از دينار فرمود كه حظ تو از دينار اندكست پس اينحال بر ايشان دشوار آمده فقير به جهت عسر و غنى به جهت بخل ترك ملازمت رسول كردند و من از مال دنيا يك دينار داشتم آن را بده درهم كردم و هر روز درهمى صدقة ميدادم و با رسول راز ميگفتم و در كشاف آورده كه عبد اللّه عمر از پدر خود روايت كرده كه او گفت كه على سه چيز دارد كه اگر يكى از آن داشتمى مرا دوست‌تر بودى از شتران سرخ موى