و او حكم كن
بعد از آن به جهت تسلية حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد كه
وَ كَذلِكَ
و همچنانكه اين كفره را دشمن تو گردانيديم به اين معنى كه ترا مخصوص ساختيم بنعمت نبوت در ميان ايشان و به جهت اين حقد و عداوت پيدا كردند به تو
جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ
گردانيديم مر هر پيغمبرى را
عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ
دشمنى از كافران به اين معنى كه تكبر و تجبر مانع ايشان شد كه اقتدا به پيغمبر خود كنند و مأمور و مطيع او شوند و به جهت اين با پيغمبر خود كمر عداوت در ميان بستند مانند نمرود مر ابراهيم را و فرعون مر موسى را و آن پيغمبران بر آن صبر كردند پس تو نيز اقتدا بايشان نموده سپر صبر در سر خودكش و شكيبائى ورز
وَ كَفى بِرَبِّكَ
و بسند است پروردگار تو
هادِياً
راه نمايندهء تو در طريق شكيبائى
وَ نَصِيراً
و يارى دهندهء تو بر دشمنان - و از ابن عباس مرويست كه اسباب داعيه بر عداوت كفار بانبياى خود آن بود كه حق تعالى انبيا را فرمود كه ايشان را بايمان دعوت كنند و ترك دين خود و دين آباى خود نمايند و ذم اصنام ايشان كنند و چون ايشان به اين امر اقدام نموده اظهار عداوت كردند بايشان و در مقام عناد و جدال ايشان درآمدند پس گويا كه او سبحانه باعث عداوت شد نه آنكه معنى اين آيه باشد كه حق تعالى خلق عداوت انبياء نموده چه او سبحانه خالق خير است نه شر
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و گفتند آنان كه نگرويدند از يهود و نصارى و يا مشركان
لَوْ لا نُزِّلَ
چرا فرو فرستاده نميشود
عَلَيْهِ الْقُرْآنُ
بر محمد قرآن
جُمْلَةً واحِدَةً
جملهء يگانه يعنى يك بار چنانچه تورية و انجيل و زبور و اين اعتراض از روى مكابره و عناد است و نفور ايشان از حق چه قرآن متصف بصفة اعجاز است و آن مختلف نميشود به آنكه پراكنده يا بيكبار نازل شود و تفريق متضمن فوايديست كه در جمله نيست همچنانكه ميفرمايد
كَذلِكَ
همچنانكه فرو فرستاديم پراكنده
لِنُثَبِّتَ
تا ثابت گردانيم و قوة دهيم به بتفريق آن در اوقات متعدده
فُؤادَكَ
دل ترا يعنى تا بتفريق وحى دل تو را به آن تمكين دهيم
وَ رَتَّلْناهُ
و بر تو خوانديم آن را بعضى از پى بعضى بر وجه تبيين و تفريق
تَرْتِيلًا
خواندنى بمهلت و تانى در مدت متباعده كه بيست سال يا بيست و سه سال بوده حاصل كه حق تعالى در جواب اعتراض كفار ميفرمايد كه تفريق قرآن به جهت آنست كه متضمن فوايد است يكى سهولت حفظ چه موسى و عيسى و داود عليه السّلام كه كتاب بر ايشان فرود آمد خواننده و نويسنده بودند و اين پيغمبر ما امى است پس اگر او يك بار نازل شدى حفظ آن مشكل بودى و ديگر نزول آن بحسب مواقع موجب مزيد بصيرتست و سبب