تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
ذكرى بسيار در زمان بسيار بدل و جان و زبان
وَ الذَّاكِراتِ
و زنان ياد كننده مر او را بر طبق مذكور و قرآن خواندن و اشتغال نمودن بعلم از جملهء ذكر است
أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ
آماده كرده است خداى مر ايشان را از ذكور و اناث
مَغْفِرَةً
آمرزش از گناهان
وَ أَجْراً عَظِيماً
و مزدى بزرك بر طاعة ايشان از عبد اللّه عباس روايتست كه روزى ميكائيل نزد سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و گفت يا رسول اللّه بگوى سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الا اللّه و اللّه اكبر و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم عدد ما علم هر كس كه اين كلمات بگويد نام او در ميان آنكسانى نويسند كه خداى را بسيار ياد كنند و از فاضل‌ترين ذاكران باشد و عطاى بن ابى رياح روايت كند كه هر كه خود را با خداى تفويض كند داخل باشد در قول او كه ان المسلمين و المسلمات و هر كه اقرار كند به خدا و رسول او و تصديق نمايد بولايت على بن ابى طالب و اولاد اطهار او و دلش موافق زبان باشد در اين قول داخل باشد كه
وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ
و هر كه اطاعت كند خداى را در فريضه و اطاعت رسول در سنت داخل باشد در اينكه و القانتين و القانتات و هر كه زبان را از دروغ نگاهدارد از جمله و الصادقين و الصادقات باشد و هر كه صبر كند بر طاعت و صبر نمايد بر معصيت در آيهء كريمهء و الصابرين و الصابرات داخل باشد و هر كه نماز كند و از جانب يمين و شمال نگاه نكند در اين داخل باشد كه و الخاشعين و الخاشعات و هر كه در هفتهء يك بار درهمى را صدقه دهد داخل باشد در اين كه و المتصدقين و المتصدقات و هر كه ايام البيض هر ماهى روزه دارد در سلك و الصائمين و الصائمات و هر كه فرج خود را از حرام نگاهدارد در جملهء
وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ
داخل باشد و هر كه پنج نماز را بپاى دارد در اوقات آن با شرايط و اركان داخل شود در اين قول كه و الذاكرين اللّه كثيرا و الذاكرات و از ابو عبد اللّه مرويست كه هر كه در شب نخسبد و تسبيح فاطمه زهرا بگويد از جمله
وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ
باشد از ابن عباس مرويستكه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زينب بنت جحش اسديه را كه دختر اميه بنت عبد المطلب بود عمه زادهء رسول اللّه براى زيد بن حارثه كه آزاد كرده و پسر خواندهء خودش بود خواستگارى فرمود زينب به گمان آنكه آن حضرت براى خود خواستگارى مىكند قبول كرد و چون دانست كه براى زيد بوده ابا كرد چه جمال زيبا داشت و دختر عمه پيغمبر بود و از اشراف زنان قريش گفت من چرا زن مرد آزاد كرده شوم و برادرش عبد اللّه بن جحش نيز در اين باب با خواهرش اتفاق داشت حق تعالى آيه فرستاد
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ
و نرسد و نسزد هيچ مرد گرويده را يعنى عبد اللّه
وَ لا مُؤْمِنَةٍ
و نه هيچ زن ايمان آورده را
إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
چون حكم كند خدا و رسول او
أَمْراً
كارى را