تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
پسنديده موصوفى و مضمون اين سخن از ابو الحسن اندلسى كه جامع صحاح سته است در جامع آورده و عبد الله بن محمد بن عمران كه يكى از فضلاى اهل سنت است روايت مىكند از ابى الحمراء كه من ده ماه ملازم حضرت رسالت بودم هر روز ميديدم كه آن سرور دين پرور در وقت صبحدم مىآمد و دست مبارك بر در سراى شاه اوليا و فاطمهء زهرا مينهاد و ميفرمود كه السلام عليكم و رحمة الله و بركاته و ايشان در جواب ميفرمودند كه و عليك السلام يا رسول الله و رحمة اللّه و بركاته و چون سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جواب ايشان مىشنيد مىفرمود كه
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
و بعد از تلاوة اين آيه بر ايشان مراجعت ميفرمود و بمصلاى خود ميرفت و مشغول نماز ميشد و شبههء نيست كه كذب از رجس است و خلافى نيست كه امير المؤمنين عليه السّلام على دعوى امامت كرده و مخالفت او نموده‌اند پس او در دعوى صادق باشد و اصحاب مخالف ناحق بوده باشند و در مجمع نيز از ابو سعيد خدرى و انس بن مالك و وائلة بن الاصفح و عايشه و ام سلمه مرويست كه آيه مختص است برسول خداى و على و فاطمه و حسن و حسين عليه السّلام و ابو حمزهء ثمالى نيز در تفسير خود نقل كرده كه آيه در شان آل عباء است و ثعلبى باسناد خود از مجمع روايت كرده كه روزى من با مادر خود نزد عايشه رفتيم مادرم او را گفت كه ديدى كه در روز جمل خروج كردى و از امر الهى كه فرمود
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ
پا بيرون نهادى گفت آن از قضا و قدر حق بود پس او را از حال امير المؤمنين عليه السّلام على پرسيدم گفت پرسيدى از من از دوسترين مردمان برسول خدا و از شوهر دوسترين ما و به خدا سوگند كه من ديدم على و فاطمه و حسن و حسين كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشانرا در زير جامهء جمع كرد و آن جامه را در سر ايشان كشيد و فرمود بار خدايا اينان اهل بيت و خويشان نزديك منند پس رجس را از ايشان دور كن و ايشان را پاك و پاكيزه گردان از آشوب معصيت بعد از آن عايشه گفت من گفتم يا رسول اللّه من اهل بيت توام فرمود دور شو كه از اهل من نيستى چه اهل من اينهااند و ابو سعيد خدرى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده كه فرمود اين آيه در حق من و على و فاطمه و حسن و حسين نازل شد و صاحب طبرى در مجمع باسانيد معتبر از جابر انصارى نقل كرده كه آية
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ
تا آخر كه بر پيغمبر خدا نازل شد در حالتى بود كه در خانه وى غير از على و فاطمه و حسن و حسين كسى ديگر نبود پس فرمود بار خدايا اينها اهلبيت منند و سيد ابو الحمد باسانيد صحيحه از امام حسن عليه السّلام نقل كرده كه بعد از نزول آيه تطهير رسول خداى ما را و خود را در زير كسائى خيبرى جمع كرد و فرمود بار خدايا اينها اهل بيت منند و عترت طيبه من و روايات در اين باب از عامه و خاصه بر وجهى است كه ايراد همه موجب اطناب اين كتاب مىشود پس بواقى اخبار و آثار در آن حواله بمنهج الصادقين است و حق تعالى بعد از ذكر عصمت